immovable

[ایالات متحده]/ɪ'muːvəb(ə)l/
[بریتانیا]/ɪ'muvəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر قابل جابجایی، ثابت، قوی، غیر قابل لرزش.

عبارات و ترکیب‌ها

immovable property

املاک

جملات نمونه

an immovable article of faith.

یک اصل اعتقادی غیرقابل تغییر

usufruct of immovable property

حق ارتفاق اموال غیرمنتقل

movable and immovable property

اموال منقول و غیرمنقول

all immovable objects have graffiti sprayed on them.

تمام اشیاء غیرقابل حرکت با گرافیتی پوشیده شده اند.

Bombproof -A hold or anchor that is thought to offer the utmost security; for example, a top-rope anchor around a large, stable tree trunk or immovable boulder.

ضدگلوله - یک قلاب یا لنگری که تصور می شود بالاترین سطح امنیت را ارائه می دهد؛ به عنوان مثال، یک لنگر طناب بالا در اطراف یک تنه درخت بزرگ و پایدار یا سنگ بزرگی که قابل حرکت نیست.

Basic types of property in English common law, roughly corresponding to the division between immovables and movables in civil law.

انواع اساسی اموال در حقوق عرفی انگلیسی، تقریباً مطابق با تقسیم بندی بین اموال غیرمنقول و اموال منقول در حقوق مدنی.

نمونه‌های واقعی

Leave me...OK OK let's switch it up. Monkey, immovable mountain stance.

من رو ول کن... باشه باشه، بیای یه کم تغییرش بدیم. میمون، حالت کوه ناتجایی.

منبع: Kung Fu Panda 3

He writes in it of his immovable determination to marry her.

او در مورد مصمم بودن ناتجای او برای ازدواج با او در آن می‌نویسد.

منبع: CNN Fashion English Selection

At the time, he said, the caps had seemed like immovable parts of the surrounding area.

در آن زمان، او گفت، درپوش‌ها مانند اجزای ناتجای منطقه اطراف به نظر می‌رسیدند.

منبع: VOA Special August 2020 Collection

We've been too ready to accept that what people want is some kind of immovable force.

ما خیلی آماده بودیم بپذیریم که مردم چه نوع نیروی ناتجایی می‌خواهند.

منبع: Cultural Discussions

The second solution is, if the obstacles is immovable, to remove yourself from the source of distraction.

راه حل دوم این است که اگر مانع ناتجایی باشد، خود را از منبع حواس پرتی دور کنید.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

And despite being referred to as the" immovable ladder" , it has actually been moved a couple of times.

و با وجود اینکه به آن «نردبان ناتجایی» گفته می‌شود، در واقع چند بار جابجا شده است.

منبع: Realm of Legends

And when you think of them what might come to mind are these super massive chunks of immovable ice.

و وقتی به آنها فکر می‌کنید، چه چیزهایی ممکن است به ذهن شما برسد، تکه‌های بزرگ یخی ناتجایی است.

منبع: CNN Listening Compilation December 2019

It's this immovable, nonnegotiable, distinct classes of individuals.

این یک دسته متمایز از افراد ناتجایی، غیرقابل مذاکره است.

منبع: TED Talks (Video Edition) March 2020 Collection

Like creatures hewn from solid rock they stood immovable, listening.

مثل موجوداتی که از سنگ صخره تراشیده شده بودند، ناتجایی ایستاده بودند و گوش می‌دادند.

منبع: Son of Mount Tai (Part 1)

But, for once, he was immovable.

اما، برای یک بار، او ناتجایی بود.

منبع: Still Me (Me Before You #3)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید