wake

[ایالات متحده]/weik/
[بریتانیا]/wek/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. بیدار شدن; بیدار کردن; هوشیار بودن
vt. باعث بیدار شدن شدن; برانگیختن
n. بیداری; مسیر; بیداری

عبارات و ترکیب‌ها

wake up

بیدار شو

wake someone up

بیدار کردن کسی

wide awake

بیدار و هوشیار

wake up call

تماس بیدارباش

wake flow

جریان بیدار

wake forest

ویک فاست

wake forest university

دانشگاه ویک فاست

wake region

منطقه ویک

wake island

جزیره ویک

جملات نمونه

the wake of a ship.

آب‌بند کشتی

I'm a wake-up to you.

من یک بیدارباش برای شما هستم.

It is time for you to wake up.

وقتشه که از خواب بیدار شی.

awoke to reality.See Usage Note at wake 1

به واقعیت بیدار شدم.به یادداشت استفاده در wake توجه کنید 1

he needs to wake up to reality.

او باید با واقعیت روبرو شود.

it wakes desire in others.

این باعث ایجاد تمایل در دیگران می شود.

the committee was set up in the wake of the inquiry.

کمیته در پیوند با تحقیقات تشکیل شد.

keen at wakes or funerals

علاقه‌مند به بیداری یا تشییع جنازه

He usually wakes early.

او معمولاً زودتر از خواب بیدار می‌شود.

Be quiet, or you will wake the baby.

ساکت باش، وگرنه نوزاد را از خواب بیدار می‌کنی.

Be quiet in case you wake the baby.

ساکت باش تا نوزاد را از خواب بیدار نکنی.

Please wake me up at six.

لطفاً ساعت شش من را بیدار کن.

The event may wake him up.

این رویداد ممکن است او را بیدار کند.

I plan to waken at six o'clock tomorrow.See Usage Note at wake 1

من قصد دارم فردا ساعت شش از خواب بیدار شوم. برای اطلاعات بیشتر به بخش 'نکات استفاده' در مورد 'بیدار شدن' مراجعه کنید.

Seagulls followed in the wake of the huge ship.

چاوشه‌ها در امتداد کشتی بزرگ دنبال می‌کردند.

make yourself scarce before you wake the whole house.

قبل از اینکه کل خانه را بیدار کنید، خودتان را دور کنید.

people are living in fear in the wake of the shootings.

مردم در آستانه تیراندازی‌ها در ترس زندگی می‌کنند.

the press reared up in the wake of the bombings.

رسانه ها در پی بمباران ها ظاهر شدند.

Shush! Do you want to wake everyone?.

سکوت! آیا می‌خواهی همه را بیدار کنی؟

نمونه‌های واقعی

" Harry, it's okay, wake up, wake up! "

«هری، اشکالی نداره، بیدار شو، بیدار شو!»

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

The next morning I woke up late.

صبح روز بعد دیر از خواب بیدار شدم.

منبع: Foreign Language Teaching and Research Press Junior Middle School English

Sometimes you put the person under anesthesia and they don't wake up.

گاهی اوقات شما شخص را زیر بیهوشی قرار می‌دهید و بیدار نمی‌شود.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

It is woke. - It is woke!

این بیدار است. - این بیدار است!

منبع: Gourmet Base

What time did you wake up this morning?

چه ساعتی امروز صبح از خواب بیدار شدی؟

منبع: Intermediate Daily Conversation

The next morning, the girl woke up early.

صبح روز بعد، دختر زود از خواب بیدار شد.

منبع: Bedtime stories for children

The next morning she wakes up early.

صبح روز بعد او زود از خواب بیدار می‌شود.

منبع: Halloween Adventures

The next morning Wukong woke up early.

صبح روز بعد، ووکونگ زود از خواب بیدار شد.

منبع: Journey to the West

Early one morning he woke me up.

یک صبح زود او مرا از خواب بیدار کرد.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 2

You were gone before I woke up.

قبل از اینکه من از خواب بیدار شوم، شما رفته بودید.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید