rouse

[ایالات متحده]/raʊz/
[بریتانیا]/raʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. بیدار شدن; بیدار کردن
vt. برای فعال‌تر یا علاقه‌مندتر کردن کسی یا چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

rouse from sleep

بیدار شدن از خواب

rouse to action

تشویق به اقدام

rouse oneself

خود را بیدار کردن

جملات نمونه

rouse the cable out.

بیرون کشیدن کابل

It's time to rouse the children.

وقت آن است که بچه‌ها را از خواب بیدار کنیم.

rouse the beer as the hops are introduced.

همانطور که هویج معرفی می شود، آبجو را بیدار کنید.

stir up; rouse up.

آرام کردن؛ بیدار کردن.

The bell roused me.

زنگ من را از خواب بیدار کرد.

I usually rouse at six in the morning.

من معمولاً ساعت شش صبح از خواب بیدار می‌شوم.

You must rouse yourself to action.

شما باید خودتان را برای اقدام بیدار کنید.

The uproar was enough to rouse both the quick and the dead.

همهمه آنقدر زیاد بود که هم زنده و هم مرده‌ها را از خواب بیدار کرد.

his evasiveness roused my curiosity.

اجتناب او کنجکاوی من را برانگیخت.

The speaker tried to rouse the masses.

سخنرای سعی کرد مردم را بیدار کند.

The noise roused me from a deep sleep.

صدای آن من را از خواب عمیقی بیدار کرد.

He was roused to anger by the insult.

او به دلیل توهین خشمگین شد.

He was roused to action by courageous words.

او با وجود صحبت های شجاعانه به اقدام تشویق شد.

she was roused from a deep sleep by a hand on her shoulder.

دست روی شانه‌اش او را از خواب عمیقی بیدار کرد.

once the enemy camp was roused, they would move on the castle.

وقتی اردوگاه دشمن بیدار شد، آنها به سمت قلعه حرکت خواهند کرد.

she'd just stay a few more minutes, then rouse herself and go back.

او فقط چند دقیقه دیگر می‌ماند، سپس خودش را بیدار می‌کرد و برمی‌گشت.

the crowds were roused to fever pitch by the drama of the race.

هواداران به دلیل درام مسابقه به اوج هیجان رسیدند.

A surprise military attack roused the nation from its lethargy.

حمله نظامی غافلگیرکننده کشور را از حالت رخوت بیرون آورد.

Their rejection of these measures roused the people to indignation.

رد این اقدامات توسط آنها باعث خشم مردم شد.

The noise of someone banging at the door roused her from her stupor.

صدای کسی که به در می‌کوبید، او را از حالت منگی بیرون آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید