writ

[ایالات متحده]/rɪt/
[بریتانیا]/rɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سند قانونی؛ دستور دادگاه

عبارات و ترکیب‌ها

legal writ

اجازه قانونی

writ of summons

اجاره‌نامه

court writ

اجاره‌نامه دادگاه

writ of execution

اجرای حکم

جملات نمونه

the writer of the letter.

نویسنده نامه

a writer of distinction

نویسنده برجسته

the writer of a report

نویسنده گزارش

I'm writing a book.

من در حال نوشتن یک کتاب هستم.

a cumbersome writing style.

یک سبک نوشتاری دست و پا گیر.

a writer of great originality.

نویسنده با اصالت زیاد

a writer of military music.

نویسنده موسیقی نظامی

the writing is straightforward and accessible.

نوشتن واضح و قابل دسترس است.

a similarity of writing styles.

شباهت در سبک نوشتاری

a creative writing workshop.

کارگاه آموزش نویسندگی خلاق

Your writing is poor.

نوشتن شما ضعیف است.

Your writing is terrible.

نوشتن شما وحشتناک است.

That writer is well-known.

آن نویسنده بسیار مشهور است.

This is not my writing brush.

این قلم نوشتن من نیست.

a writer of considerable influence.

نویسنده ای با نفوذ قابل توجه.

نمونه‌های واقعی

But it is divided along factional lines and has few tools to impose its writ.

اما این موضوع بر اساس جناح‌بندی تقسیم شده و ابزارهای کمی برای تحمیل نظر خود دارد.

منبع: The Economist (Summary)

Writs never expired and were transferrable from one official to another.

این احکام منقضی نمی‌شدند و می‌توانستند از یک مقام به مقام دیگر منتقل شوند.

منبع: VOA Daily Standard February 2017 Collection

Globally, yes, pollinators writ large in many instances are in decline.

به طور کلی، بله، گرده‌افشان‌ها در بسیاری از موارد در حال کاهش هستند.

منبع: VOA Standard English_ Technology

Wow. So what does this mean writ large for the economy?

وای. پس این به چه معناست برای اقتصاد در کل؟

منبع: NPR News May 2021 Compilation

Not people writ large, with a handler so she can do education programs.

نه مردم در کل، با یک مسئول که بتواند برنامه‌های آموزشی را انجام دهد.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2021 Collection

Not people writ large, with a handler so she can do educaiton programs.

نه مردم در کل، با یک مسئول که بتواند برنامه‌های آموزشی را انجام دهد.

منبع: VOA Standard English_ Technology

Writ large, that information might yield useful demographic clues about particular neighbourhoods.

به طور کلی، آن اطلاعات ممکن است سرنخ‌های جمعیتی مفیدی در مورد محله‌های خاص ارائه دهد.

منبع: The Economist (Summary)

I have written about this and written about online abuse writ large for many years.

من سال‌هاست که در مورد این موضوع نوشته‌ام و در مورد سوء استفاده آنلاین در کل نوشته‌ام.

منبع: PBS Interview Social Series

We continue to see supply challenges in the laboratory community writ large

ما همچنان چالش‌های تأمین را در جامعه آزمایشگاهی در کل می‌بینیم.

منبع: VOA Standard English_Americas

I mean issuing writs for three Scottish by-elections to poll on the day after the visit.

منظورم صدور احکام برای سه انتخابات فرعی اسکاتلندی برای رای‌گیری در روز بعد از بازدید است.

منبع: Yes, Minister Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید