write

[ایالات متحده]/raɪt/
[بریتانیا]/raɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به صورت نوشته ترکیب کردن، خلق کردن یا بیان کردن
vt. افکار، ایده‌ها یا اطلاعات را به صورت نوشته درآوردن؛ ترکیب کردن یا نوشتن

عبارات و ترکیب‌ها

write down

یادداشت کن

read and write

خواندن و نوشتن

write in

نوشتن در

write about

نوشتن درباره

write on

نوشتن روی

write out

نوشتن بیرون

write an article

یک مقاله بنویسید

write off

نوشتن از

write up

نوشتن بالا

write back

نوشتن دوباره

write operation

عملیات نوشتن

write head

سر نوشتن

write the book

نوشتن کتاب

write words

نوشتن کلمات

write home about

نوشتن در مورد خانه

write soon

به زودی بنویس

write checks

نوشتن چک‌ها

write a play

نوشتن یک نمایشنامه

جملات نمونه

to write a composition

برای نوشتن یک مقاله

write a poem; write a prelude.

یک شعر بنویسید؛ یک پیش‌درآمد بنویسید.

write on the back of a postcard.

روی قسمت پشتی کارت پستال بنویسید.

the ability to write clearly.

توانایی نوشتن واضح.

I write in haste.

من با عجله می‌نویسم.

write a long report.

یک گزارش طولانی بنویسید.

write in with your query.

سوال خود را ارسال کنید.

Write to him now.

حالا به او بنویسید.

write out a request.

یک درخواست بنویسید.

to write (down) the address

نشانی را یادداشت کنید.

Please write or cable.

لطفاً بنویسید یا تلگراف کنید.

to write the first operetta

برای نوشتن اولین اپرا سبک

it fell to me to write to Shephard.

وظیفه داشتم به شپارد بنویسم.

write in a clear and lucid style.

با سبکی واضح و رسا بنویسید.

To write correctly is my study.

مطالعه من نوشتن صحیح است.

Write while I dictate.

در حالی که من دستور می‌دهم، بنویسید.

نمونه‌های واقعی

The trauma said don't write this poem.

تراوما گفت این شعر را ننوشتن.

منبع: Here is a poem.

But, Auntie, don't you even know what he wrote?

ولی، عمه، مگر شما نمی‌دانید او چه نوشته است؟

منبع: Reciting beautiful English prose for you.

Austen might have written sermons; she wrote novels instead.

آستن ممکن بود سخنرانی نوشته باشد؛ او به جای آن رمان نوشت.

منبع: Literature

He called when I was writing something.

او زنگ زد وقتی من داشت چیزی می‌نوشت.

منبع: Pronunciation: Basic Course in American English Pronunciation

Many apps aren't written in Indian languages.

بسیاری از برنامه‌ها به زبان‌های هندی نوشته نشده‌اند.

منبع: CNN 10 Student English November 2018 Collection

The laws, though, are still being written.

با این حال، قوانین هنوز در حال نوشته شدن هستند.

منبع: CNN Selected August 2015 Collection

My blood will only write the future.

خون من فقط آینده را خواهد نوشت.

منبع: Lost Girl Season 05

Sheldon, I, uh, I wrote this brochure.

شلدون، من، اوه، من این بروشور را نوشتم.

منبع: Young Sheldon Season 4

Assistant Principals do not write my letters!

معاونین مدیر مدرسه نامه های من را نمی نویسند!

منبع: Yes, Minister Season 1

So Hunter has been written in the space.

بنابراین هانتر در این فضا نوشته شده است.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 13

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید