ballpoint pen
خودکار
fountain pen
قلمنی
gel pen
ماژیک ژلی
marker pen
ماژیک نشانگر
inking pen
خودکار
pen and ink
قلم و جوهر
pen pal
دوستِ نامهنویس
ball pen
خودکار
ball-point pen
خودکار ساچمهای
pen name
نام مستعار
pen friend
دوست نامهنگاری
pen holder
نگهدارنده قلم
light pen
قلمنور
pen tool
ابزار قلم
brush pen
قلممو
pen point
نوک قلم
Hold the pen so.
قلم را به این شکل نگه دارید.
The trademark of the pen was changed.
علامت تجاری قلم تغییر کرد.
a pen of twenty-five Cheviots.
قلمی از بیست و پنج چویوت.
it was the practice to pen the sheep for clipping.
بر حسب عادت، گوسفندان را برای کوتاه کردن پشم میبردند.
a fountain pen with an ink sac.
یک قلم فواره با یک محفظه جوهر.
the best pen of the day
بهترین قلم روز
This is the pen whose point is broken.
این قلمی است که نوکش شکسته است.
This pen blots easily.
این قلم به راحتی لکه دار می شود.
Your pen is the same as mine.
قلم شما مثل قلم من است.
Hold your pen so.
قلمت را اینطور نگه دار.
There are two pens on the desk.
دو قلم روی میز وجود دارد.
he accepted a pen as a present.
او یک قلم را به عنوان هدیه پذیرفت.
have a pen and paper to hand.
یک قلم و کاغذ در دسترس داشته باشید.
an indelible pen for labeling clothing.
یک قلمی دائمی برای برچسب گذاری لباس
This pen will mark under water.
این قلم زیر آب هم علامتگذاری میکند.
This dratted pen won't work.
این قلم لعنتی کار نمیکند.
Stop fiddling with that pen!
دستکاری آن قلم را متوقف کنید!
a pen for 50 pence 50
یک قلم به قیمت 50 پنس.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید