fall in
افتادن در
fall in love
عشق کردن
fall into
وارد شدن به
fall of
افتدن
fall down
افتادن
in the fall
در پاییز
rise and fall
ظهور و سقوط
fall off
ریختن
fall on
بر زمین افتادن
fall from
افتادن از
fall behind
عقب بمان
free fall
افت آزاد
fall back
پسروی کردن
fall ill
بیمار شدن
fall for something
علاقه مند شدن به چیزی
fall for
علاقه مند شدن
fall back on
تکیه کردن به
fall out
مشاجره کردن
fall under
قرار گرفتن تحت
a fall of hail.
یک بارش تگرگ
the fall of a government.
افت یک دولت
the fall of darkness.
سقوط تاریکی
the fall of the government.
افت حکومت
the fall of Jerusalem.
سقوط اورشلیم
a big fall in unemployment.
کاهش بزرگ در بیکاری.
fall flop into the water
افت و افتادن در آب
a heavy (fall of) snow
یک بارش سنگین برف
fall to work dingdong
شروع به کار، دینگ دونگ
fall into a fast sleep
به سرعت به خواب رفتن
a nippy fall day.
یک روز پاییزی خنک.
They are falling trees.
درختان در حال سقوط هستند.
a sharp fall of temperature
کاهش ناگهانی دما
the rise and fall of the tide
جزر و مد
to fall plop into the water
با صدای افتادن در آب
a premature fall of snow
بارش زود هنگام برف
There was a sudden fall in temperature.
ناگهان دما کاهش یافت.
There was a fall in the price of apples.
قیمت سیب ها کاهش یافت.
the fall of Dien Bien Phu.
سقوط دیان بیین فو
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید