harassment

[ایالات متحده]/ˈhærəsmənt/
[بریتانیا]/həˈræsmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مزاحمتی مداوم و آزاردهنده برای دیگران، ایجاد اختلال یا مداخله

عبارات و ترکیب‌ها

sexual harassment

آزار جنسی

جملات نمونه

this harassment has got to be stopped.

باید این آزار و اذیت متوقف شود.

sexual harassment is a serious and insidious problem.

آزار و اذیت جنسی یک مشکل جدی و نفوذی است.

She often got telephone harassment at night these days.

او این روزها اغلب شب‌ها مورد آزار و اذیت تلفنی قرار می‌گرفت.

back-stabbing slander and electronic harassment are freely employed in down-and-dirty hacker feuds.

افتراهای پشت سر و آزار و اذیت الکترونیکی به طور آزادانه در نزاع های هکر کثیف به کار گرفته می شوند.

she said she acted for womankind in bringing a sexual harassment claim against him.

او گفت که به نمایندگی از زنان علیه او شکایت آزار و اذیت جنسی مطرح کرده است.

Rape and sexual harassment were common, and women would be forced to perform sexual favors to excuse finable violations. 

آزار و اذیت جنسی و تجاوز جنسی رایج بود و زنان مجبور می‌شدند برای توجیه تخلفات قابل جریمه، خدمات جنسی انجام دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید