appearances

[ایالات متحده]/əˈpɪərənsɪz/
[بریتانیا]/əˈpɪrənsɪz/

ترجمه

n. راهی که کسی یا چیزی به نظر می‌رسد

عبارات و ترکیب‌ها

first appearances

ظهورهای نخستین

public appearances

ظهورهای عمومی

stage appearances

ظهورهای صحنه

appearances matter

ظاهر مهم است

making appearances

در حال ظاهر شدن

beyond appearances

فراتر از ظاهر

changed appearances

ظاهر تغییر یافته

initial appearances

ظهورهای اولیه

few appearances

ظهورهای کم

no appearances

ظاهری وجود ندارد

جملات نمونه

first appearances can be deceiving.

ظاهر اولیه‌ می‌تواند فریبنده باشد.

she always makes a grand appearance at events.

او همیشه با شکوه در رویدادها ظاهر می‌شود.

his sudden appearance surprised everyone.

ظاهر ناگهانی او همه را شگفت‌زده کرد.

the actor's appearances in the film were brief.

ظاهرهاى بازیگر در فیلم کوتاه بودند.

despite her age, she maintains a youthful appearance.

با وجود سنش، او ظاهری جوانی را حفظ می‌کند.

the company's public appearances are carefully managed.

ظاهرهاى عمومی شرکت به دقت مدیریت می‌شوند.

he gave the impression of confidence despite his nervous appearances.

با وجود ظاهرهاى عصبی‌اش، او این تصور را القا کرد که اعتماد به نفس دارد.

the stage appearance was simple but effective.

ظاهر صحنه ساده اما مؤثر بود.

she changed her appearance dramatically for the role.

او برای این نقش ظاهرش را به طور چشمگیری تغییر داد.

the team's appearances on television increased significantly.

ظاهر تیم در تلویزیون به طور قابل توجهی افزایش یافت.

he made a brief appearance at the charity gala.

او در مهمانی خیریه به طور مختصر ظاهر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید