presentations

[ایالات متحده]/ˌprɛzənˈteɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌprɛzənˈteɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. معرفی‌ها یا نمایش‌ها؛ گزارش‌ها یا سخنرانی‌هایی که برای آگاه کردن یک مخاطب ارائه می‌شوند؛ عمل ارائه یا نشان دادن چیزی؛ نمایشگاه‌ها یا رویدادهایی که محصولات یا ایده‌ها را به نمایش می‌گذارند

عبارات و ترکیب‌ها

business presentations

ارائه های تجاری

team presentations

ارائه های تیمی

sales presentations

ارائه های فروش

effective presentations

ارائه های موثر

oral presentations

ارائه‌های شفاهی

visual presentations

ارائه های بصری

formal presentations

ارائه های رسمی

online presentations

ارائه های آنلاین

interactive presentations

ارائه های تعاملی

powerful presentations

ارائه های قدرتمند

جملات نمونه

she delivered several presentations at the conference.

او چندین ارائه در کنفرانس ارائه کرد.

his presentations are always engaging and informative.

ارائه‌های او همیشه جذاب و آموزنده هستند.

we need to prepare our presentations for the upcoming meeting.

ما باید ارائه های خود را برای جلسه آینده آماده کنیم.

effective presentations require good visual aids.

ارائه‌های موثر به کمک‌های بصری خوب نیاز دارند.

she is known for her innovative presentations.

او به خاطر ارائه های نوآورانه اش شناخته می شود.

he practiced his presentations to improve his delivery.

او برای بهبود نحوه ارائه خود، ارائه های خود را تمرین کرد.

they recorded their presentations for future reference.

آنها ارائه های خود را برای مرجع آینده ضبط کردند.

her presentations often include interactive elements.

ارائه های او اغلب شامل عناصر تعاملی است.

we will evaluate the effectiveness of our presentations.

ما اثربخشی ارائه های خود را ارزیابی خواهیم کرد.

good presentations can make a significant impact on the audience.

ارائه های خوب می توانند تأثیر قابل توجهی بر مخاطب بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید