authorizable

[ایالات متحده]/ɔːθəraɪzəbl/
[بریتانیا]/awˈθoʊrʌɪz ə bəl/

ترجمه

adj. قابل تأیید یا تصویب؛ دارای صلاحیت برای تأیید چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

an authorizable action

یک اقدام قابل مجوز

authorizable permissions

مجوزهای قابل مجوز

authorizable data access

دسترسی به داده های قابل مجوز

authorizable api endpoints

نقطه پایانی API قابل مجوز

grant authorizable privileges

اعطای امتیازات قابل مجوز

authorizable action

یک اقدام قابل مجوز

authorizable entity

موجودیت قابل مجوز

authorizable request

درخواست قابل مجوز

authorizable permission

مجوز قابل مجوز

authorizable access

دسترسی قابل مجوز

an authorizable role

یک نقش قابل مجوز

authorizable credentials

اعتبارنامه های قابل مجوز

determine authorizable actions

تعیین اقدامات قابل مجوز

grant authorizable permissions

اعطای مجوزهای قابل مجوز

جملات نمونه

the system allows for authorizable user roles.

سیستم امکان تعریف نقش‌های کاربری قابل مجوز را فراهم می‌کند.

only authorizable personnel can access this area.

فقط پرسنل مجاز می‌توانند به این قسمت دسترسی داشته باشند.

make sure to create authorizable accounts for new employees.

مطمئن شوید که برای کارمندان جدید حساب‌های کاربری مجاز ایجاد کنید.

each user must have authorizable permissions to modify data.

هر کاربر باید مجوزهای مجاز برای تغییر داده‌ها داشته باشد.

we need to define the authorizable actions in the policy.

ما باید اقدامات مجاز را در سیاست تعریف کنیم.

the application supports authorizable features for enhanced security.

این برنامه از ویژگی‌های مجاز برای افزایش امنیت پشتیبانی می‌کند.

authorizable access is crucial for protecting sensitive information.

دسترسی مجاز برای محافظت از اطلاعات حساس بسیار مهم است.

training sessions will cover how to manage authorizable users.

جلسات آموزشی نحوه مدیریت کاربران مجاز را پوشش می‌دهد.

we implemented a system for authorizable changes to the database.

ما سیستمی برای تغییرات مجاز در پایگاه داده پیاده‌سازی کردیم.

ensure that all authorizable actions are logged for compliance.

اطمینان حاصل کنید که تمام اقدامات مجاز برای انطباق ثبت می‌شوند.

the system requires an authorizable user to access sensitive data.

سیستم نیاز دارد که یک کاربر مجاز برای دسترسی به داده‌های حساس وجود داشته باشد.

only authorizable employees can approve the budget.

فقط کارمندان مجاز می‌توانند بودجه را تایید کنند.

make sure your account is authorizable for this feature.

مطمئن شوید که حساب شما برای این ویژگی مجاز است.

the application needs an authorizable token for secure transactions.

برنامه برای تراکنش‌های امن به یک توکن مجاز نیاز دارد.

we are implementing authorizable roles for better security.

ما در حال پیاده‌سازی نقش‌های مجاز برای امنیت بهتر هستیم.

she is the only authorizable person for this project.

او تنها فرد مجاز برای این پروژه است.

authorizable permissions are crucial for data integrity.

مجوزهای مجاز برای یکپارچگی داده‌ها بسیار مهم هستند.

ensure that only authorizable devices can connect to the network.

اطمینان حاصل کنید که فقط دستگاه‌های مجاز می‌توانند به شبکه متصل شوند.

the software update requires authorizable access for installation.

به‌روزرسانی نرم‌افزار برای نصب به دسترسی مجاز نیاز دارد.

they are working on making all users authorizable through a new system.

آنها در حال کار بر روی ایجاد همه کاربران مجاز از طریق یک سیستم جدید هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید