backdrop

[ایالات متحده]/ˈbækdrɒp/
[بریتانیا]/ˈbækdrɑːp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پس‌زمینه، زمینه

جملات نمونه

The city skyline served as a beautiful backdrop for the wedding photos.

آسمان خط افق شهر، پس‌زمینه‌ای زیبا برای عکس‌های عروسی بود.

The political unrest was the backdrop for the economic crisis.

ناآرامی‌های سیاسی، پس‌زمینه بحران اقتصادی بود.

The mountains provided a stunning backdrop for the lake.

کوه ها، پس زمینه ای خیره کننده برای دریاچه فراهم کردند.

The historical context serves as the backdrop for the novel.

زمینه تاریخی به عنوان پس‌زمینه رمان عمل می‌کند.

The colorful sunset created a perfect backdrop for the beach party.

غروب رنگارنگ، پس‌زمینه‌ای عالی برای مهمانی ساحلی ایجاد کرد.

The music festival had a vibrant cityscape as its backdrop.

جشنواره موسیقی دارای پس‌زمینه‌ای از شهر بود.

The starry night sky served as a magical backdrop for the outdoor concert.

آسمان شب پر ستاره، پس‌زمینه‌ای جادویی برای کنسرت فضای باز بود.

The historical building provided an elegant backdrop for the art exhibition.

ساختمان تاریخی، پس‌زمینه‌ای شیک برای نمایشگاه هنری فراهم کرد.

The ocean view served as a breathtaking backdrop for the romantic dinner.

منظره اقیانوس، پس‌زمینه‌ای نفس‌گیر برای شام عاشقانه فراهم کرد.

The ancient ruins added a sense of mystery to the backdrop of the film.

آثار باستانی، حسی از رمز و راز را به پس‌زمینه فیلم اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید