crime scene
صحنه جرم
movie scene
صحنه فیلم
dramatic scene
صحنه دراماتیک
beautiful scene
صحنه زیبا
chaotic scene
صحنه آشفته
on the scene
در صحنه
night scene
صحنه شبانه
new scene
صحنه جدید
behind the scene
پشت صحنه
love scene
صحنه عاشقانه
set the scene
صحنه را آماده کنید
change of scene
تغییر صحنه
make a scene
صحنه درست کردن
street scene
صحنه خیابان
scene graph
نمودار صحنه
make the scene
صحنه را درست کنید
urban scene
صحنه شهری
a scene of prosperity
صحنه ای از رونق
the final scene of a film.
صحنه پایانی فیلم
flee the scene of an accident.
ترک صحنه تصادف کردن
the scene is clearly fantasy.
صحنه به وضوح فانتزی است.
the scene is gravid with unease.
صحنه مملو از ناراحتی است.
made the scene at the party.
صحنه را در مهمانی ساخت.
the scene of a traffic accident
صحنه یک تصادف رانندگی
describe a scene with reality
توصیف صحنهای با واقعیت
a scene of thematic importance.
صحنه ای از اهمیت موضوعی.
This is an emotional scene in the play.
این یک صحنه احساسی در نمایش است.
That scene will not stage well.
آن صحنه خوب صحنه سازی نخواهد شد.
the retake of a scene in a motion picture
بازبینی صحنه در یک فیلم
the scene was almost devoid of movement.
صحنه تقریباً عاری از حرکت بود.
the scenes are overcharged.
صحنه ها بیش از حد شارژ شده اند.
she took in the scene at a glance.
او صحنه را با یک نگاه درک کرد.
revive a scene in one's mind
احیای صحنه ای در ذهن
This scene acts well.
این صحنه خوب عمل می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید