bend over
خم شدن
bend the rules
قوانین را دور زدن
bend the truth
حقیقت را تحریف کردن
bend a spoon
قاشق را خم کردن
bend down
خم شدن
bend in
وارد شدن
on the bend
در پیچ
bend over backwards
تمام تلاش خود را انجام دادن
cold bend
خم شدن سرد
bend forward
به جلو خم شدن
river bend
پیچ رودخانه
round the bend
دور پیچ
bend test
آزمون خم شدن
bend radius
شعاع خم
south bend
ساوت بند
sharp bend
پیچ تند
bend on
خم شدن روی
around the bend
دور پیچ
bend into
وارد شدن
pipe bend
خم لوله
a bend in the road.
یک پیچ در جاده.
There is a sharp bend in the road.
یک پیچ تند در جاده وجود دارد.
making a bend in the wire.
ایجاد یک خم در سیم.
bend a piece of iron into a horseshoe.
یک تکه آهن را به شکل سم اسب دربیاورید.
bend a mainsail onto the boom.
بادبان اصلی را روی لنگر بندازید.
The stream bends to the west.
جریان به سمت غرب منحرف می شود.
Be careful of bending that spoon.
مراقب خم کردن آن قاشق باشید.
a bender of iron bars; a bender of the truth.
خم کننده میله های آهنی؛ خم کننده حقیقت.
poppies bending in the wind.
آفتابگردان ها در باد خم می شوند.
the pipe will distort as you bend it.
لوله هنگام خم کردن آن تغییر شکل می دهد.
the supermodels' metamorphic ability to bend their looks.
توانایی دگرگونکننده مدلهای برتر برای تغییر ظاهر.
The trees bend before the wind.
درختان قبل از وزش باد خم می شوند.
The road bends sharply here.
جاده در اینجا به شدت خم می شود.
The lane bends to the right at the bridge.
جاده به سمت راست پل خم می شود.
rounded a bend in the road.
یک پیچ در جاده را دور زدیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید