turn left
به چپ بپیچید
U-turn
گردش درجا
turn right
به راست بچرخ
turn signal
سیگنال
in turn
به نوبت
turn off
خاموش کردن
turn into
تبدیل شدن به
turn on
روشن کردن
turn out
بیرون آمدن
turn over
برگرداندن
turn around
چرخش
turn in
تسلیم کردن
turn back
برگشتن
turn up
ظاهر شدن
turn down
کاهش دادن
turn from
روی برگرداندن
your turn
نوبت شما
turn away
دفع کردن
turn round
چرخیدن
by turns
به نوبت
turn to the left.
به چپ بگرد.
Turn on the radio.
رادیو را روشن کنید.
the turn of the century.
نقطه عطف قرن.
a turn at wrestling.
یک فرصت در کشتی.
a turn for carpentry.
یک فرصت برای نجاری.
a turn for the worse.
برای بدتر شدن.
a turn of firewood.
مقدار کمی هیزم.
turn on the charm.
جاذبه خود را روشن کنید.
at the turn of the century
در نقطه عطف قرن.
Turn to the right.
به راست بگرد.
turn the key; turn a screw.
کلید را بچرخانید؛ پیچ را بچرخانید.
turn the steak; turn a page.
استیک را بچرخانید؛ یک صفحه را برگردانید.
a happy turn of phrase.
يه جور تعبير خوشحال کننده
turn right at the lights.
در چراغیها به راست بچرخید.
an indeterminate turn of phrase.
یک عبارت نامشخص.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید