turn

[ایالات متحده]/tɜːn/
[بریتانیا]/tɜːrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چرخاندن، تغییر جهت؛ برگرداندن؛ معکوس کردن
n. چرخش؛ خم؛ فرصت؛ تغییر

عبارات و ترکیب‌ها

turn left

به چپ بپیچید

U-turn

گردش درجا

turn right

به راست بچرخ

turn signal

سیگنال

in turn

به نوبت

turn off

خاموش کردن

turn into

تبدیل شدن به

turn on

روشن کردن

turn out

بیرون آمدن

turn over

برگرداندن

turn around

چرخش

turn in

تسلیم کردن

turn back

برگشتن

turn up

ظاهر شدن

turn down

کاهش دادن

turn from

روی برگرداندن

your turn

نوبت شما

turn away

دفع کردن

turn round

چرخیدن

by turns

به نوبت

جملات نمونه

turn to the left.

به چپ بگرد.

Turn on the radio.

رادیو را روشن کنید.

the turn of the century.

نقطه عطف قرن.

a turn at wrestling.

یک فرصت در کشتی.

a turn for carpentry.

یک فرصت برای نجاری.

a turn for the worse.

برای بدتر شدن.

a turn of firewood.

مقدار کمی هیزم.

turn on the charm.

جاذبه خود را روشن کنید.

at the turn of the century

در نقطه عطف قرن.

Turn to the right.

به راست بگرد.

turn the key; turn a screw.

کلید را بچرخانید؛ پیچ را بچرخانید.

turn the steak; turn a page.

استیک را بچرخانید؛ یک صفحه را برگردانید.

a happy turn of phrase.

يه جور تعبير خوشحال کننده

turn right at the lights.

در چراغی‌ها به راست بچرخید.

an indeterminate turn of phrase.

یک عبارت نامشخص.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید