lean

[ایالات متحده]/liːn/
[بریتانیا]/liːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به سمت یک موقعیت عمودی خم شدن یا متمایل شدن؛ به چیزی تکیه کردن یا متمایل بودن
adj. نازک یا فاقد ماده
vt. باعث متمایل شدن
n. یک شیب یا یک تمایل؛ گوشت لاغر

عبارات و ترکیب‌ها

lean meat

گوشت کم‌چرب

lean body

بدن لاغر

lean cuisine

غذاهای کم‌چرب

lean on

تکیه کردن به

lean production

تولید انعطاف‌پذیر

lean manufacturing

تولید انعطاف‌پذیر

lean towards

تمایل به

lean coal

زغال کم‌خیز

lean against

تکیه دادن به

lean forward

خم شدن به جلو

lean upon

تکیه کردن به

lean ore

گنجینه کم‌خیز

lean concrete

بتن کم‌وزن

lean logistics

مدیریت زنجیره تامین چابک

lean over

خم شدن به جلو

lean back

خم شدن به عقب

lean mixture

مخلوط کم‌چرب

lean manufacture

تولید انعطاف‌پذیر

lean out

کاهش وزن

lean out of

بیرون زدن

on the lean

در زمان کمبود

lean years

سال‌های کم‌برکت

جملات نمونه

a lean-to roof; lean-to construction.

سقف و سازهٔ پشتیبان; ساخت و ساز پشتیبان

Lean on me for help.

برای کمک به من تکیه کنید.

a lean and sinewy frame.

یک قاب لاغر و کشیده.

He is lean and brown.

او لاغر و قهوه‌ای است.

to lean against the wall

به دیوار تکیه کردن

She was of lean habit.

او عادت لاغر داشت.

Lean it against the wall.

آن را به دیوار تکیه کنید.

a good lean cut of beef.

یک برش خوب گوشت گاو لاغر.

the lean winter months.

ماه‌های زمستان لاغر.

a leaning towards science

تمایلی به سمت علم

نمونه‌های واقعی

I lean forward to retrieve the recorder.

من برای برداشتن ضبط‌کننده به جلو خم شدم.

منبع: Fifty Shades of Grey (Audiobook Excerpt)

Lean with the branches side to side.

با شاخه‌ها به چپ و راست خم شوید.

منبع: Classic children's song animation Super Simple Songs

Tom froze as Dirk leaned in close.

تام هنگامی که دِرک نزدیکش خم شد، منقلب شد.

منبع: L1 Wizard and Cat

So we really just kind of leaned into it.

بنابراین ما واقعاً فقط به آن گرایش پیدا کردیم.

منبع: CNN 10 Student English October 2018 Collection

Obviously, this scenario could easily lean towards the scary.

واضح است که این سناریو به راحتی می تواند به سمت ترسناک گرایش پیدا کند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Don't lean out of the bus window.

از پنجره اتوبوس بیرون خم نشوید.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

Friedman relies on a lean staff of 20 in Austin.

فریدمن به یک تیم کوچک از 20 نفر در آستین متکی است.

منبع: Past exam papers of the English reading section for the postgraduate entrance examination (English I).

Sit behind me, dear, and we'll practise the leans.

عزیزم پشت من بنشین و تمرین خم ها را انجام می دهیم.

منبع: Sarah and the little duckling

A young girl laughing when an officer leans towards her.

یک دختر جوان که وقتی یک افسر به سمتش خم می شود می خندد.

منبع: BBC documentary "Civilization"

Which party do they lean to?

آنها به کدام حزب گرایش دارند؟

منبع: Engvid-Adam Course Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید