flex

[ایالات متحده]/fleks/
[بریتانیا]/flɛks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. خم کردن; ایجاد قرارداد
vi. منحنی شدن; قرارداد
n. سیم; منحنی; کش الاستیک
adj. با ساعات کاری انعطاف پذیر

عبارات و ترکیب‌ها

flex your muscles

انعطاف عضلات

flexibility

انعطاف‌پذیری

flexible schedule

برنامه انعطاف پذیر

flexible working hours

ساعات کاری انعطاف پذیر

flexible mindset

نگرش انعطاف پذیر

flexible approach

رویکرد انعطاف پذیر

flexible payment options

گزینه های پرداخت انعطاف پذیر

flexible working conditions

شرایط کاری انعطاف پذیر

flexible arrangements

چیدمان انعطاف پذیر

flexible job opportunities

فرصت های شغلی انعطاف پذیر

flex fatigue

خستگی انعطاف

جملات نمونه

a flex for an electric iron

انعطاف برای اتوی برقی

bodybuilders flexing their muscles.

بدنسازانی که عضلات خود را نشان می دهند.

the flex is held by a screw-down bar.

انعطاف توسط یک میله پیچی نگه داشته می شود.

flex one's stiff arm slowly

به آرامی بازوی سفت خود را انعطاف دهید

she saw him flex his ankle and wince.

او دید که او مچ پایش را خم کرد و آهی کشید.

a muscle flexed in his jaw.

عضله ای که در چانه او انعطاف داشت.

Crandell, Carol Flexer, Joseph J.

کراندل، کارول فکسر، جوزف جی.

set windows in rubber so they flex during an earthquake.

نصب پنجره ها در لاستیک به گونه ای که در هنگام زلزله انعطاف پذیر باشند.

PharMed™, C-Flex™, Tygon™ and other thermoplastic tubing.

PharMed™, C-Flex™, Tygon™ و سایر لوله های پلاستیکی حرارتی.

Side cutters are useful for cutting electrical flex to length.

برش‌دهنده‌های جانبی برای برش دادن سیم برق به طول مفید هستند.

he toed off his shoes and flexed his feet.

او کفش هایش را درآورد و پاهایش را انعطاف داد.

The runners flexed their muscles as the preparatory activities for the race.

دوچرخه سوارها عضلات خود را به عنوان فعالیت های آماده سازی برای مسابقه انعطاف دادند.

He stretched and flexed his knees to relax himself.

او کشش داد و زانوهایش را برای آرام کردن خود انعطاف داد.

He’s flexing his muscles, waiting for the day he becomes president.

او در حال انعطاف عضلاتش است و منتظر روزی است که رئیس جمهور شود.

abbreviate heterocercal Tail in which the vertebral axis is prominently flexed upward, only partly invading upper lobe of caudal fin, fin fairly symmetrical externally.

دم غیرکاکردار را خلاصه کنید که در آن محور مهره به طور برجسته به سمت بالا خم شده است، فقط تا حدودی در قسمت بالایی باله دمی نفوذ می کند، باله به طور عادلانه از بیرون متقارن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید