flex your muscles
انعطاف عضلات
flexibility
انعطافپذیری
flexible schedule
برنامه انعطاف پذیر
flexible working hours
ساعات کاری انعطاف پذیر
flexible mindset
نگرش انعطاف پذیر
flexible approach
رویکرد انعطاف پذیر
flexible payment options
گزینه های پرداخت انعطاف پذیر
flexible working conditions
شرایط کاری انعطاف پذیر
flexible arrangements
چیدمان انعطاف پذیر
flexible job opportunities
فرصت های شغلی انعطاف پذیر
flex fatigue
خستگی انعطاف
a flex for an electric iron
انعطاف برای اتوی برقی
bodybuilders flexing their muscles.
بدنسازانی که عضلات خود را نشان می دهند.
the flex is held by a screw-down bar.
انعطاف توسط یک میله پیچی نگه داشته می شود.
flex one's stiff arm slowly
به آرامی بازوی سفت خود را انعطاف دهید
she saw him flex his ankle and wince.
او دید که او مچ پایش را خم کرد و آهی کشید.
a muscle flexed in his jaw.
عضله ای که در چانه او انعطاف داشت.
Crandell, Carol Flexer, Joseph J.
کراندل، کارول فکسر، جوزف جی.
set windows in rubber so they flex during an earthquake.
نصب پنجره ها در لاستیک به گونه ای که در هنگام زلزله انعطاف پذیر باشند.
PharMed™, C-Flex™, Tygon™ and other thermoplastic tubing.
PharMed™, C-Flex™, Tygon™ و سایر لوله های پلاستیکی حرارتی.
Side cutters are useful for cutting electrical flex to length.
برشدهندههای جانبی برای برش دادن سیم برق به طول مفید هستند.
he toed off his shoes and flexed his feet.
او کفش هایش را درآورد و پاهایش را انعطاف داد.
The runners flexed their muscles as the preparatory activities for the race.
دوچرخه سوارها عضلات خود را به عنوان فعالیت های آماده سازی برای مسابقه انعطاف دادند.
He stretched and flexed his knees to relax himself.
او کشش داد و زانوهایش را برای آرام کردن خود انعطاف داد.
He’s flexing his muscles, waiting for the day he becomes president.
او در حال انعطاف عضلاتش است و منتظر روزی است که رئیس جمهور شود.
abbreviate heterocercal Tail in which the vertebral axis is prominently flexed upward, only partly invading upper lobe of caudal fin, fin fairly symmetrical externally.
دم غیرکاکردار را خلاصه کنید که در آن محور مهره به طور برجسته به سمت بالا خم شده است، فقط تا حدودی در قسمت بالایی باله دمی نفوذ می کند، باله به طور عادلانه از بیرون متقارن است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید