gesture of goodwill
حرکت حسن
kind gesture
حرکت مهربانانه
gesture of appreciation
حرکت قدردانی
non-verbal gesture
حرکت غیرکلامی
gesture of solidarity
حرکت همبستگی
gesture recognition
تشخیص حرکت
make a gesture
یک حرکت انجام دهید
a gesture of solidarity and brotherhood.
یک حرکت همبستگی و برادری
an emphatic gesture of disapproval;
یک حرکت قاطعانه برای نشان دادن نارضایتی;
Alex made a gesture of apology.
الکس یک حرکت عذرخواهی کرد.
an earnest gesture of goodwill.
یک حرکت صادقانه حسن نیت.
sent flowers as a gesture of sympathy.
گل فرستادند به عنوان نشانه همدلی.
she gestured meaningfully with the pistol.
او با معنای خاصی با اسلحه اشاره کرد.
free gestures and movements
حرکات و رفتارهای آزادانه
a token gesture of reconciliation; token resistance.
یک حرکت نمادین آشتی؛ مقاومت نمادین.
an unappreciated gesture of good will.
یک حرکت قدردانی نشده از حسن نیت.
He gestured angrily at me.
او با عصبانیت به من اشاره کرد.
I consider a supremely beautiful gesture.
من آن را به عنوان یک حرکت فوق العاده زیبا در نظر می گیرم.
He gestured vaguely towards the house.
او مبهم به سمت خانه اشاره کرد.
the gesture appeared both affected and stagy.
حرکات هم نمایشی و هم تصنعی به نظر میرسید.
with a dramatic gesture, she put a hand to her brow.
با یک حرکت نمایشی، او دستش را روی پیشانی خود گذاشت.
he gestured his dissent at this.
او مخالفت خود را با این موضوع نشان داد.
he gestured her to a chair.
او به او اشاره کرد تا به صندلی برود.
she made a gesture which he chose to interpret as an invitation.
او یک حرکت انجام داد که او آن را به عنوان یک دعوت تعبیر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید