brush

[ایالات متحده]/brʌʃ/
[بریتانیا]/brʌʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری با موی نرم، که برای تمیز کردن یا رنگ آمیزی استفاده می‌شود؛ ابزاری که برای اعمال رنگ استفاده می‌شود
vt. تمیز کردن یا رنگ آمیزی چیزی با استفاده از یک برس
vi. حرکت دادن چیزی بر روی یک سطح با یک برس

عبارات و ترکیب‌ها

paint brush

قلم‌مو

toothbrush

مسواک

hairbrush

شانه مو

makeup brush

برس موی آرایشی

brush your teeth

دندان‌هایتان را مسواک بزنید

brush plating

روکش براش

brush up

بهبود بخشیدن

carbon brush

براش کربنی

tooth brush

مسواک

brush up on

تقویت کردن

brush past

کنار زدن

brush tool

ابزار براش

writing brush

قلم‌مو نویسندگی

wire brush

براش سیم‌دار

brush painting

نقاشی با براش

hair brush

شانه مو

brush teeth

مسواک زدن

brush off

نپذیرفتن

brush stroke

ضربه قلم‌مو

brush pen

قلم‌موئی

brush roller

غلتک براش

lip brush

براش لب

toilet brush

براش توالت

brush away

دور کردن

جملات نمونه

a brush with death.

برخورد با مرگ

the brush of a fox.

بُرشِ روباه

a brush with the police

برخورد با پلیس

a brush with the law; a brush with death.

برخورد با قانون؛ برخورد با مرگ

a narrow brush with death

برخورد نزدیک با مرگ

Hold the brush so.

به این شکل قلم‌مو را نگه دار.

At the first brush,the enemy was repulsed.

در اولین برخورد، دشمن دفع شد.

a broad-brush measure of inflation.

یک معیار کلی تورم

a road hidden by brush;

جاده‌ای که توسط بوته‌ها پنهان شده است;

to give sb. the brush-off

رد کردن کسی

The brush is made of animal bristles.

قلم‌مو از وبرهای حیوانات ساخته شده است.

Please brush this insect off.

لطفاً این حشره را دور کنید.

I got a brush from the wheelbarrow.

من یک ضربه از چرخ دستی گرفتم.

gently brush the surface to align the fibres.

به آرامی سطح را تمیز کنید تا الیاف هم‌تراز شوند.

we'll be able to brush the mud off easily.

ما به راحتی توانستیم گل را پاک کنیم.

brush the potatoes with oil.

سیب زمینی ها را با روغن بپوشانید.

brush up on your telephone skills.

مهارت های تلفنی خود را تقویت کنید.

a two-day brush-up course.

یک دوره بازبینی دو روزه.

نمونه‌های واقعی

I floss and brush my teeth, and am ready for bed.

من نخ دندان می‌زنم و دندان‌هایم را مسواک می‌زنم و برای خواب آماده‌ام.

منبع: Lucy’s Day in ESL

So is this actually a makeup brush?

آیا این واقعاً یک برس آرایشی است؟

منبع: British Vintage Makeup Tutorial

This is how she brushes her teeth.

اینجوری دندان‌هایش را مسواک می‌کند.

منبع: Architectural Digest

Use this brush to clean the carpet.

از این برس برای تمیز کردن فرش استفاده کنید.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

But they also use this thick brush.

اما آنها همچنین از این برس ضخیم استفاده می‌کنند.

منبع: The secrets of our planet.

Wait... you used your brush on Tamsin.

صبر کن... تو برس خودت را روی تامسین استفاده کردی.

منبع: Lost Girl Season 4

And the mastodon didn't brush their teeth.

و ماستودون دندان‌های خود را مسواک نزد.

منبع: PBS Fun Science Popularization

Did he just give me the brush off?

آیا او فقط من را پس زد؟

منبع: Lost Girl Season 2

Wash your face and brush your teeth.

صورت خود را بشویید و دندان‌های خود را مسواک بزنید.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

Do your gums bleed when you brush your teeth?

آیا لثه‌های شما هنگام مسواک زدن خونریزی می‌کنند؟

منبع: Doctor-Patient English Dialogue

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید