duster

[ایالات متحده]/'dʌstə/
[بریتانیا]/'dʌstɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارچه برای پاک کردن؛ ابزاری برای برداشتن گرد و غبار؛ لباس حفاظتی برای جلوگیری از گرد و غبار.

عبارات و ترکیب‌ها

feather duster

دستمال گرد و جارو پر

microfiber duster

دستمال مایکروفایبر

جملات نمونه

she flapped the duster angrily.

او با عصبانیت تی‌دستی را به حرکت درآورد.

She used the duster to clean the bookshelves.

او از تی‌دستی برای تمیز کردن قفسه‌های کتاب استفاده کرد.

The duster is a handy tool for removing dust from surfaces.

تی‌دستی ابزاری مفید برای از بین بردن گرد و غبار از سطوح است.

He grabbed the duster to wipe down the dusty tabletop.

او تی‌دستی را برداشت تا سطح میز پر گرد و غبار را تمیز کند.

The duster left a trail of cleanliness behind.

تی‌دستی ردپای پاکیزگی از خود باقی گذاشت.

She kept the duster in her cleaning supplies cupboard.

او تی‌دستی را در کابینت لوازم نظافتی خود نگه داشت.

The duster fluttered in the breeze as she cleaned.

تی‌دستی در حین تمیز کردن در نسیم وزید.

He used the duster to gently sweep away cobwebs in the corner.

او از تی‌دستی برای پاک کردن ملخ‌ها در گوشه به آرامی استفاده کرد.

The duster's soft bristles were perfect for delicate surfaces.

باتری‌های نرم تی‌دستی برای سطوح ظریف مناسب بودند.

She reached for the duster to dust off the old picture frames.

او به سمت تی‌دستی رفت تا قاب عکس‌های قدیمی را تمیز کند.

The duster glided effortlessly over the smooth tabletop.

تی‌دستی به راحتی روی سطح صاف میز حرکت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید