paint

[ایالات متحده]/peɪnt/
[بریتانیا]/peɪnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رنگ; پوشش رنگدانه یا رنگ
vt. & vi. نقاشی کردن یا ایجاد یک تصویر یا طراحی
vt. اعمال یک لایه رنگ یا رنگدانه بر روی چیزی; به تصویر کشیدن با رنگ

عبارات و ترکیب‌ها

Paint a picture

نقاشی کردن

Paint the walls

دیوارها را رنگ آمیزی کنید

Face paint

رنگ صورت

Paint brush

قلم‌مو

Watercolor paint

رنگ آبرنگ

spray paint

اسپری رنگ

latex paint

رنگ لاتکس

paint film

فیلم رنگ

oil paint

رنگ روغن

lead paint

رنگ سربی

emulsion paint

رنگ امولسیونی

paint can

قوطی رنگ

wall paint

رنگ دیوار

wet paint

رنگ مرطوب

paint coating

پوشش رنگ

coat of paint

لایه رنگ

anticorrosive paint

رنگ ضد خوردگی

waterproof paint

رنگ ضد آب

paint spraying

اسپری رنگ

white paint

رنگ سفید

paint shop

فروشگاه رنگ

plastic paint

رنگ پلاستیکی

paint factory

کارخانه رنگ

paint remover

حذف رنگ

جملات نمونه

The paint is dry.

رنگ خشک شده است.

lay paint on a canvas.

رنگ را روی بوم بکشید.

the paint was still tacky.

رنگ هنوز چسبناک بود.

a painter in watercolours

یک نقاش در آبرنگ

a painter and decorator

یک نقاش و دکوراتور

a painting on the wall

یک نقاشی روی دیوار

apply paint to a house

رنگ را به خانه بزنید

a paint with an oil base.

یک رنگ با پایه روغنی.

mark or paint with raddle.

علامت گذاری یا نقاشی با رادل.

slosh paint on the floor.

رنگ را روی زمین بریزید.

This paint doesn't go.

این رنگ خوب نیست.

نمونه‌های واقعی

If not, then we have to look at who might have painted that picture.

اگر نه، باید ببینیم چه کسی آن نقاشی را کشیده است.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

How do you decide what to paint?

چگونه تصمیم می گیرید چه چیزی را نقاشی کنید؟

منبع: Modern Family - Season 07

Why are you painting the roses red?

چرا گل های سرخ را با رنگ قرمز نقاشی می کنید؟

منبع: Drama: Alice in Wonderland

That is about one painting every other day.

تقریباً هر دو روز یک نقاشی انجام می شود.

منبع: Secrets of Masterpieces

Jane was spraying green paint on the wall.

جین داشت رنگ سبز را روی دیوار اسپری می کرد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Because I love painting, I have some paint.

چون عاشق نقاشی هستم، کمی رنگ دارم.

منبع: Movie trailer screening room

I mean, these cars frequently are painted underneath.

منظورم این است که این ماشین ها اغلب از زیر نقاشی می شوند.

منبع: Connection Magazine

I'll go in and get the paints.

من می روم و رنگ ها را می گیرم.

منبع: Tim's British Accent Class

Do you want to learn how to paint?

آیا می خواهید یاد بگیرید چگونه نقاشی کنید؟

منبع: American Family Universal Parent-Child English

Want to use the paint and a brush?

آیا می خواهید از رنگ و قلم مو استفاده کنید؟

منبع: American Family Universal Parent-Child English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید