case

[ایالات متحده]/keɪs/
[بریتانیا]/keɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت; مورد; ظرف
vt. قرار دادن در ظرف; محصور کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

court case

پرونده دادگاه

use case

مورد استفاده

phone case

قاب گوشی

briefcase

کیف دستی

in case

در صورت

in case of

در صورت وقوع

in this case

در این مورد

case study

مطالعه موردی

in any case

در هر صورت

in that case

در آن صورت

case analysis

تحلیل مورد

just in case

به عنوان احتیاط

in some case

در برخی موارد

special case

مورد خاص

in no case

به هیچ وجه

particular case

مورد خاص

test case

مورد آزمایشی

case history

سابقه مورد

case in point

به عنوان نمونه

criminal case

پرونده جنایی

in each case

در هر مورد

case report

گزارش مورد

جملات نمونه

the case is admissible.

پرونده قابل قبول است.

a case of the blahs.

یک مورد از بی‌حالی.

the case for the defence.

موارد دفاع.

a case of champagne.

یک بطری شامپاین.

That is a case of adultery.

این یک مورد از زنا است.

it's a case of parricide.

این یک مورد از قتل پدر یا مادر است.

This is a case of fever.

این یک مورد تب است.

a case of pistols.

یک مورد از مسلسل.

a clear case of poisoning.

یک مورد آشکار از مسمومیت.

a bad case of the trots.

یک مورد بد اسهال.

a classic case of pneumonia

یک مورد کلاسیک پنومونی.

submit a case to the court

یک پرونده را به دادگاه ارائه دهید.

treat a case of cancer

درمان یک مورد سرطان.

a refractory case of acne.

یک مورد سرسختانه آکنه.

a textbook case of schizophrenia.

یک مورد نمونه اسکیزوفرنی.

The case, then, is closed.

بنابراین، پرونده بسته شد.

a difficult case to prove

یک مورد دشوار برای اثبات.

a clear case of murder

یک مورد آشکار قتل.

a mild case of flu.

یک مورد خفیف آنفولانزا.

It is simply a case of honor.

این صرفاً یک مورد افتخار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید