stay composed
آرام بمانید
composed demeanor
ظاهر آرام
composed of
شامل
The poet composed a new poem.
شاعر یک شعر جدید سرود.
Mary soon composed herself.
مری به زودی خود را آرام کرد.
Mozart composed a lot of music.
موزارت آثار موسیقی زیادی ساخت.
the National Congress is composed of ten senators.
مجلس ملی از ده سناتور تشکیل شده است.
the king, with some difficulty, composed this difference.
شاهی با کمی دشواری این تفاوت را برطرف کرد.
She composed herself to answer the letter.
او خود را برای پاسخ دادن به نامه آرام کرد.
19 Their attitude is amiable, composed and couth.
19 نگرۀ آنها خوشایند، متین و با نزاکت است.
It may be composed of allelochemics such as alkaloids or terpenes.
ممکن است از آللوکیمیک ها مانند آلکالوئیدها یا ترپن ها تشکیل شده باشد.
a biseriate perianth composed of both a calyx and a corolla.
یک پرینتیم سریالی که از کاسبرگ و گلبرگ تشکیل شده است.
The university is composed of five academic schools.
دانشگاه از پنج دانشکده آکادمیک تشکیل شده است.
The band is composed of many famous musicians.
گروه از بسیاری از نوازندگان مشهور تشکیل شده است.
All animals and plants are composed of cells.
همه حیوانات و گیاهان از سلول ها تشکیل شده اند.
Yesterday he composed a piece of music.
دیروز او یک قطعه موسیقی ساخت.
He composed a lament to the dead soldier.
او یک مرثیه برای سرباز مرده سرود.
He was pale but perfectly composed.
او رنگ پریده بود اما کاملاً آرام بود.
Over half the army was composed of conscripts.
بیش از نیمی از ارتش از سربازان وظیفه تشکیل شده بود.
he composed a letter but didn't commit it to paper.
او نامهای نوشت اما آن را روی کاغذ ننوشت.
he composed the First Violin Sonata four years earlier.
او سوناتوی ویولن شماره یک را چهار سال زودتر ساخت.
a table cover composed of cloth fine-drawn together.
یک روکش رومیزی که از پارچه ای نازک بافته شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید