decommissions process
فرآیند غیرفعالسازی
decommissions policy
سیاست غیرفعالسازی
decommissions schedule
برنامه زمانبندی غیرفعالسازی
decommissions plan
برنامه غیرفعالسازی
decommissions report
گزارش غیرفعالسازی
decommissions strategy
استراتژی غیرفعالسازی
decommissions team
تیم غیرفعالسازی
decommissions guidelines
دستورالعملهای غیرفعالسازی
decommissions review
بررسی غیرفعالسازی
decommissions assessment
ارزیابی غیرفعالسازی
the company decommissions outdated equipment regularly.
شرکت به طور منظم تجهیزات قدیمی را از سرویس خارج میکند.
the military decommissions old aircraft to make way for new ones.
نظامیان هواپیماهای قدیمی را از سرویس خارج میکنند تا جایگزین هواپیماهای جدید شوند.
after years of service, the ship was finally decommissioned.
پس از سالها خدمت، کشتی سرانجام از سرویس خارج شد.
the government plans to decommission several nuclear plants.
دولت قصد دارد چندین نیروگاه هستهای را از سرویس خارج کند.
the organization decommissions software that is no longer supported.
سازمان نرمافزاری که دیگر پشتیبانی نمیشود را از سرویس خارج میکند.
they decommission the old server to enhance security.
آنها برای افزایش امنیت، سرور قدیمی را از سرویس خارج میکنند.
decommissioning the old system took several months.
از سرویس خارج کردن سیستم قدیمی چندین ماه طول کشید.
once the project ends, we will decommission the equipment.
پس از پایان پروژه، تجهیزات را از سرویس خارج خواهیم کرد.
the agency is responsible for decommissioning hazardous waste sites.
این سازمان مسئولیت از سرویس خارج کردن محلهای دفن زبالههای خطرناک را بر عهده دارد.
they must decommission the pipeline before construction begins.
آنها باید قبل از شروع ساخت و ساز، خط لوله را از سرویس خارج کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید