mangled body
جسد درهمریخته
mangle the truth
حقیقت را تحریف کردن
mangle a document
تحریف یک سند
mangle a text by poor typesetting
خراب کردن متن به دلیل صفحهآرایی ضعیف
the car was mangled almost beyond recognition.
خودرو تا حدودی غیرقابل تشخیص بود.
the mangled remains of the bomber’s van
آثار درهم و برهم ون بمبافکن
He was off work because he’d mangled his hand in a machine.
او به دلیل آسیبدیدگی دستی در دستگاه از کار افتاده بود.
After the accident they tried to find out who the people were, but the bodies were too badly mangled to be recognized.
پس از حادثه سعی کردند بفهمند افراد چه کسانی بودند، اما اجساد به شدت آسیبدیده بودند و قابل شناسایی نبودند.
After the disastrous collapse accident the bodies were too badly mangled to be recognized.
پس از حادثه ریزش فاجعهبار، اجساد به شدت آسیب دیده بودند و قابل شناسایی نبودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید