deideologize society
غیر ایدئولوژه کردن جامعه
deideologize politics
غیر ایدئولوژه کردن سیاست
deideologize discourse
غیر ایدئولوژه کردن گفتمان
deideologize education
غیر ایدئولوژه کردن آموزش
deideologize culture
غیر ایدئولوژه کردن فرهنگ
deideologize ideology
غیر ایدئولوژه کردن ایدئولوژی
deideologize thought
غیر ایدئولوژه کردن تفکر
deideologize narratives
غیر ایدئولوژه کردن روایتها
deideologize analysis
غیر ایدئولوژه کردن تحلیل
deideologize communication
غیر ایدئولوژه کردن ارتباطات
it is essential to deideologize the educational curriculum.
ضروری است که برنامه درسی را از ایدئولوژیزدایی کنیم.
we need to deideologize our approach to politics.
ما نیاز داریم رویکرد خود را در قبال سیاست از ایدئولوژیزدایی کنیم.
many scholars advocate to deideologize historical narratives.
بسیاری از محققان از ایدئولوژیزدایی روایتهای تاریخی حمایت میکنند.
efforts to deideologize media reporting are crucial.
تلاش برای ایدئولوژیزدایی گزارشهای رسانه بسیار مهم است.
to create a fair society, we must deideologize public discourse.
برای ایجاد یک جامعه عادلانه، ما باید گفتمان عمومی را از ایدئولوژیزدایی کنیم.
they aim to deideologize the debate around climate change.
آنها قصد دارند بحث پیرامون تغییرات آب و هوایی را از ایدئولوژیزدایی کنند.
activists are working to deideologize social movements.
فعالها در تلاشند جنبشهای اجتماعی را از ایدئولوژیزدایی کنند.
it is important to deideologize discussions in the workplace.
مهم است که بحثها در محیط کار را از ایدئولوژیزدایی کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید