deideologize

[ایالات متحده]/ˌdiː.aɪˈdɪə.ləˌdʒaɪz/
[بریتانیا]/ˌdiː.aɪˈdɪl.əˌdʒaɪz/

ترجمه

vt. برای حذف تعصب ایدئولوژیک؛ برای غیر ایده‌آل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

deideologize society

غیر ایدئولوژه‌ کردن جامعه

deideologize politics

غیر ایدئولوژه‌ کردن سیاست

deideologize discourse

غیر ایدئولوژه‌ کردن گفتمان

deideologize education

غیر ایدئولوژه‌ کردن آموزش

deideologize culture

غیر ایدئولوژه‌ کردن فرهنگ

deideologize ideology

غیر ایدئولوژه‌ کردن ایدئولوژی

deideologize thought

غیر ایدئولوژه‌ کردن تفکر

deideologize narratives

غیر ایدئولوژه‌ کردن روایت‌ها

deideologize analysis

غیر ایدئولوژه‌ کردن تحلیل

deideologize communication

غیر ایدئولوژه‌ کردن ارتباطات

جملات نمونه

it is essential to deideologize the educational curriculum.

ضروری است که برنامه درسی را از ایدئولوژی‌زدایی کنیم.

we need to deideologize our approach to politics.

ما نیاز داریم رویکرد خود را در قبال سیاست از ایدئولوژی‌زدایی کنیم.

many scholars advocate to deideologize historical narratives.

بسیاری از محققان از ایدئولوژی‌زدایی روایت‌های تاریخی حمایت می‌کنند.

efforts to deideologize media reporting are crucial.

تلاش برای ایدئولوژی‌زدایی گزارش‌های رسانه بسیار مهم است.

to create a fair society, we must deideologize public discourse.

برای ایجاد یک جامعه عادلانه، ما باید گفتمان عمومی را از ایدئولوژی‌زدایی کنیم.

they aim to deideologize the debate around climate change.

آنها قصد دارند بحث پیرامون تغییرات آب و هوایی را از ایدئولوژی‌زدایی کنند.

activists are working to deideologize social movements.

فعال‌ها در تلاشند جنبش‌های اجتماعی را از ایدئولوژی‌زدایی کنند.

it is important to deideologize discussions in the workplace.

مهم است که بحث‌ها در محیط کار را از ایدئولوژی‌زدایی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید