infernal

[ایالات متحده]/ɪnˈfɜːnl/
[بریتانیا]/ɪnˈfɜːrnl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جهنمی; شیطانی; نفرت‌انگیز

عبارات و ترکیب‌ها

infernal noise

سر و صدای جهنمی

infernal heat

گرمای جهنمی

جملات نمونه

infernal punishments; infernal powers.

مجازات‌های جهنمی؛ قدرت‌های جهنمی

the infernal heat of the forge.

گرماي جهنمی آهنگری.

you're an infernal nuisance.

شما یک مزاحمت جهنمی هستید.

the infernal racket of the jackhammers.

همهمه جهنمی چکش‌های برقی.

infernal instruments of war.

ابزارهای جنگی جهنمی.

infernal punishments are purgatory and medicinal.

مجازات‌های جهنمی، تطهیر و دارویی هستند.

Don't make that infernal noise!

آن صدای جهنمی را درست نکنید!

As a result, the infernal circle finally lead to articular cartilage cataplasia.

در نتیجه، دایره تحتانی در نهایت منجر به کاتاپلازی غضروف مفصلی می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید