devilment at play
شیطنت در حال وقوع
devilment in mind
شیطنت در ذهن
devilment and mischief
شیطنت و خرابکاری
devilment unleashed
شیطنت رها شده
devilment of youth
شیطنت جوانی
devilment in action
شیطنت در عمل
devilment runs wild
شیطنت بیمهار در حال پیشرفت است
devilment and fun
شیطنت و سرگرمی
devilment revealed
شیطنت آشکار شده
devilment in disguise
شیطنت پنهان
his devilment often got him into trouble.
شیطنت او اغلب او را در دردسر میانداخت.
the children were full of devilment during the holidays.
بچه ها در تعطیلات پر از شیطنت بودند.
she couldn't resist the devilment of playing pranks.
او نمیتوانست در برابر شیطنتهای شوخی کردن مقاومت کند.
his devilment was evident in the way he teased his friends.
شیطنت او در نحوه مسخره کردن دوستانش آشکار بود.
they planned some devilment to surprise their teacher.
آنها برای غافلگیر کردن معلم خود برنامههایی برای شیطنت داشتند.
with a twinkle in his eye, he spoke of his devilment.
با نگاهی به چشمانش، از شیطنتهایش صحبت کرد.
her devilment made the party more lively.
شیطنت او مهمانی را زندهتر کرد.
they engaged in devilment, causing a lot of laughter.
آنها در شیطنت شرکت کردند و باعث خنده زیاد شدند.
his devilment was often mistaken for mischief.
شیطنت او اغلب به عنوان شیطنت اشتباه گرفته میشد.
she has a knack for devilment that keeps everyone entertained.
او استعداد خاصی در شیطنت دارد که همه را سرگرم میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید