devilment

[ایالات متحده]/ˈdɛvəlmənt/
[بریتانیا]/ˈdɛvəlmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار شیطنت‌آمیز یا شیطانی؛ شوخی‌ها یا ترفندها؛ پدیده‌ها یا وقایع عجیب؛ رفتار شوخ یا بازیگوش؛ اصطلاح قدیمی برای اعمال شیطانی

عبارات و ترکیب‌ها

devilment at play

شیطنت در حال وقوع

devilment in mind

شیطنت در ذهن

devilment and mischief

شیطنت و خرابکاری

devilment unleashed

شیطنت رها شده

devilment of youth

شیطنت جوانی

devilment in action

شیطنت در عمل

devilment runs wild

شیطنت بی‌مهار در حال پیشرفت است

devilment and fun

شیطنت و سرگرمی

devilment revealed

شیطنت آشکار شده

devilment in disguise

شیطنت پنهان

جملات نمونه

his devilment often got him into trouble.

شیطنت او اغلب او را در دردسر می‌انداخت.

the children were full of devilment during the holidays.

بچه ها در تعطیلات پر از شیطنت بودند.

she couldn't resist the devilment of playing pranks.

او نمی‌توانست در برابر شیطنت‌های شوخی کردن مقاومت کند.

his devilment was evident in the way he teased his friends.

شیطنت او در نحوه مسخره کردن دوستانش آشکار بود.

they planned some devilment to surprise their teacher.

آنها برای غافلگیر کردن معلم خود برنامه‌هایی برای شیطنت داشتند.

with a twinkle in his eye, he spoke of his devilment.

با نگاهی به چشمانش، از شیطنت‌هایش صحبت کرد.

her devilment made the party more lively.

شیطنت او مهمانی را زنده‌تر کرد.

they engaged in devilment, causing a lot of laughter.

آنها در شیطنت شرکت کردند و باعث خنده زیاد شدند.

his devilment was often mistaken for mischief.

شیطنت او اغلب به عنوان شیطنت اشتباه گرفته می‌شد.

she has a knack for devilment that keeps everyone entertained.

او استعداد خاصی در شیطنت دارد که همه را سرگرم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید