deviousness

[ایالات متحده]/ˈdiːviəsnəs/
[بریتانیا]/ˈdiːviəsnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ویژگی فریبنده یا نیرنگ‌آمیز بودن

عبارات و ترکیب‌ها

deviousness in behavior

فریبکاری در رفتار

deviousness and cunning

فریبکاری و زیرکی

deviousness of mind

فریبکاری ذهنی

deviousness of character

فریبکاری شخصیتی

deviousness in politics

فریبکاری در سیاست

deviousness in strategy

فریبکاری در استراتژی

deviousness and deceit

فریبکاری و دروغگویی

deviousness of plans

فریبکاری در برنامه ها

deviousness in negotiation

فریبکاری در مذاکره

deviousness exposed

افشای فریبکاری

جملات نمونه

his deviousness was evident in his cunning plans.

فریبکاری او در طرح‌های زیرکانه او آشکار بود.

she used her deviousness to outsmart her competitors.

او از فریبکاری خود برای شکست دادن رقبایش استفاده کرد.

the deviousness of the plot surprised everyone.

فریبکاری طرح همه را غافلگیر کرد.

his deviousness made it difficult to trust him.

فریبکاری او باعث شد به سختی به او اعتماد کرد.

they admired her deviousness in navigating the tricky situation.

آنها تحسین خود را از فریبکاری او در عبور از شرایط دشوار ابراز کردند.

the politician's deviousness was exposed in the scandal.

فریبکاری سیاستمدار در رسوایی آشکار شد.

deviousness can sometimes lead to unexpected outcomes.

فریبکاری گاهی اوقات می‌تواند منجر به نتایج غیرمنتظره شود.

his deviousness was masked by a charming smile.

فریبکاری او با یک لبخند جذاب پوشیده شده بود.

she had a reputation for her deviousness in business.

او به خاطر فریبکاری خود در تجارت شهرت داشت.

the deviousness of the scheme was finally revealed.

فریبکاری طرح سرانجام آشکار شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید