ditched

[ایالات متحده]/[dɪtʃt]/
[بریتانیا]/[dɪtʃt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (گذشته‌ی زمانی دشت) به طور ناگهانی ترک یا پذیرفتن نکردن؛ از یک موقعیت دشوار ترک یا فرار کردن؛ یک کانال یا دitches کوچک حفر کردن.
adj. ترک شده؛ پذیرفته نشده.

عبارات و ترکیب‌ها

ditched him

او را رها کرد

ditched out

خارج شد

getting ditched

در حال رها شدن است

ditched the plan

طرح را رها کرد

ditched my friend

دوستم را رها کرد

ditching class

از کلاس فرار می‌کند

ditched the idea

ایده را رها کرد

ditched it all

همه چیز را رها کرد

she ditched me

او من را رها کرد

ditched the meeting

جمع بندی را رها کرد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید