powerless

[ایالات متحده]/ˈpaʊələs/
[بریتانیا]/ˈpaʊərləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد قدرت یا اختیار؛ ناتوان از عمل یا تأثیرگذاری.

جملات نمونه

We are powerless in the face of such forces.

ما در برابر چنین نیروهایی ناتوان هستیم.

They were completely powerless against such a large group.

آنها در برابر چنین گروه بزرگی کاملاً ناتوان بودند.

he was in the grip of an obsession he was powerless to resist.

او در چنگال وسواسی بود که نمی توانست در برابر آن مقاومت کند.

troops were powerless to stop last night's shooting.

نیروها ناتوان بودند از توقف تیراندازی شب گذشته.

If he took control, they would be rendered virtually powerless.

اگر او کنترل را به دست می گرفت، آنها عملاً ناتوان می شدند.

Those who protested against the president's decision were actually barking at the moon, since they were in a powerless minority.

کسانی که علیه تصمیم رئیس جمهور اعتراض کردند، در واقع داشتند به ماه پارس می کردند، زیرا در یک اقلیت ناتوان بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید