over

[ایالات متحده]/'əʊvə/
[بریتانیا]/'ovɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. تمام; در سراسر
prep. بالای; در سراسر
adj. بالایی; تمام
vt. عبور کردن

عبارات و ترکیب‌ها

all over

در همه جا

over there

آنجا

over and over

بارها و بارها

go over

بررسی کردن

over with

تمام شدن با

over here

اینجا

have someone over

دعوت کردن کسی به خانه

over against

در برابر

do over

تکرار کردن

over easy

روی آسان

جملات نمونه

The incident was over in a twinkle.

این حادثه در یک چشم به هم زدن به پایان رسید.

there was a kerfuffle over the chairmanship.

در مورد ریاست یک جنجال به وجود آمد.

a portage over the weir.

عبور از روی سد

there was a skirmish over the budget.

درگیری بر سر بودجه وجود داشت.

The meat is over-done.

گوشت بیش از حد پخته شده است.

double over with pain

از درد به دو نیم شدن

a bridge over a river

یک پل بر روی رودخانه

lord it over sb.

برتر بودن بر کسی

He is over fifty.

او بیشتر از پنجاه سال دارد.

a city over the border

شهری در آن سوی مرز

quarrel over a matter

اختلاف نظر بر سر موضوعی

the over crust of a pie

لایه رویی پوسته پای

by rail over frontier

با قطار از مرز عبور کرد

نمونه‌های واقعی

Combine your sweetener and water over medium heat until dissolved.

مواد شیرین‌کننده و آب خود را روی حرارت متوسط ​​ترکیب کنید تا حل شود.

منبع: Healthy food

I'll watch you over the coming months.

من شما را در ماه‌های آینده زیر نظر خواهم داشت.

منبع: Black Swan Selection

The time for empty talk is over.

وقت حرف‌های بی‌اساس تمام شده است.

منبع: Trump's inauguration speech

Please read it over at your leisure.

لطفاً آن را در اوقات فراغت خود مرور کنید.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

When I find a millipede insect, I rub it over my body.

وقتی یک حشره هزارپا پیدا می‌کنم، آن را روی بدنم می‌مالم.

منبع: New Curriculum Standard People’s Education Press High School English (Compulsory 2)

Peter tiptoes quietly over to the ship.

پیتر به آرامی به سمت کشتی می‌رود.

منبع: Fairy tale

Comet Lovejoy hits its peak over the next few days.

کومت لاو‌جوی در چند روز آینده به اوج خود می‌رسد.

منبع: BBC Listening January 2015 Collection

The little boy caught the insect by inverting her cup over it.

پسر کوچولو با وارونه کردن فنجان خود، حشره را گرفت.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

The meeting took just over a minute.

جلسه کمی بیشتر از یک دقیقه طول کشید.

منبع: VOA Special September 2016 Collection

Throw its back legs over my shoulder.

پای عقبش را روی شانه‌ام بینداز.

منبع: Mad Men

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید