enroot

[ایالات متحده]/ɪnˈruːt/
[بریتانیا]/ɪnˈrut/

ترجمه

vt. به طور محکم یا عمیق کاشتن؛ به طور عمیق برقرار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

enroot the change

ریشه دواندن تغییر

enroot the idea

ریشه دواندن ایده

enroot the culture

ریشه دواندن فرهنگ

enroot the values

ریشه دواندن ارزش‌ها

enroot the process

ریشه دواندن فرآیند

enroot the strategy

ریشه دواندن استراتژی

enroot the practices

ریشه دواندن روش‌ها

enroot the knowledge

ریشه دواندن دانش

enroot the community

ریشه دواندن جامعه

enroot the tradition

ریشه دواندن سنت

جملات نمونه

the community needs to enroot sustainable practices.

جامعه نیاز دارد تا شیوه‌های پایدار را ریشه بزند.

we must enroot our values in the next generation.

ما باید ارزش‌های خود را در نسل بعدی ریشه بزنیم.

they aim to enroot their traditions in modern society.

آنها هدفشان ریشه دواندن سنت‌هایشان در جامعه مدرن است.

education should enroot critical thinking skills.

آموزش باید مهارت‌های تفکر انتقادی را ریشه بزند.

it is important to enroot diversity in the workplace.

مهم است که تنوع را در محیط کار ریشه بزنیم.

we need to enroot empathy in our interactions.

ما باید همدلی را در تعاملات خودمان ریشه بزنیم.

they want to enroot their business in the local community.

آنها می‌خواهند کسب و کار خود را در جامعه محلی ریشه بزنند.

efforts should be made to enroot environmental awareness.

تلاش باید برای ریشه دواندن آگاهی زیست محیطی صورت گیرد.

let's enroot healthy habits in our daily routines.

بیایید عادت‌های سالم را در روال روزانه خود ریشه بزنیم.

to succeed, we must enroot collaboration in our teams.

برای موفقیت، ما باید همکاری را در تیم‌های خود ریشه بزنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید