peer pressure
فشار همسالان
peer review
بررسی همتایان
peer group
گروه همسالان
peer-to-peer
همتا به همتا
peer learning
یادگیری همسالان
peer to peer
همتا به همتا
peer at
همسال در
the peers of the realm.
همتایان قلمرو
peer into the distance
به دوردست خیره شوید
peer at the traffic lights
به چراغهای راهنمایی نگاه کنید
peers of the Liberal persuasion
همسالان با دیدگاه لیبرال
she peered upward at the sky.
او به سمت بالا به آسمان نگاه کرد.
The sun was peering through the clouds.
خورشید از پشت ابرها بیرون زده بود.
He was peering down the well.
او داشت به داخل چاه نگاه میکرد.
She peers into my eyes.
او به چشمان من نگاه میکند.
the main objection to the hereditary principle is that such peers are not elected.
اعتراض اصلی به اصل ارثی این است که این اشراف انتخاب نمی شوند.
she peered through one of the smaller openings.
او از یکی از دهانههای کوچکتر نگاه کرد.
Faye peered at her with suspicion.
فِی با شک و تردید به او نگاه کرد.
the two towers peer over the roofs.
دو برج از روی پشتبامها سر در میآورند.
She peered at the tag to read the price.
او به برچسب نگاه کرد تا قیمت را بخواند.
climbed the ladder and peered over.
از نردبان بالا رفت و نگاه کرد.
The moon peered from behind dark clouds.
ماه از پشت ابرهای تیره بیرون زده بود.
pressure to conform; peer-group pressure.
فشار برای مطابقت؛ فشار همسال.
The sun peered through a vast cloud.
خورشید از میان ابر وسیعی بیرون زده بود.
The bank clerk peered at the customer through the grill.
کارمند بانک از پشت گریل به مشتری نگاه کرد.
He peered at his father's face.
او به چهره پدرش نگاه کرد.
As peers, we should help each other.
ما به عنوان همکاران باید به یکدیگر کمک کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید