eulogize the dead
تعریف و تمجید از درگذشتگان
eulogize a hero
تعریف و تمجید از یک قهرمان
eulogize their life
تعریف و تمجید از زندگی آنها
eulogize great leaders
تعریف و تمجید از رهبران بزرگ
eulogize his achievements
تعریف و تمجید از دستاوردهای او
eulogize a friend
تعریف و تمجید از یک دوست
eulogize the fallen
تعریف و تمجید از درگذشتگان
eulogize their memory
تعریف و تمجید از خاطره آنها
eulogize a mentor
تعریف و تمجید از یک راهنما
eulogize past leaders
تعریف و تمجید از رهبران گذشته
the community gathered to eulogize their beloved leader.
جامعه گرد هم آمدند تا رهبر محبوبشان را به افتخار گرامی داشتند.
she wrote a poem to eulogize her late grandmother.
او شعری برای گرامی داشت مادربزرگ مرحومش نوشت.
at the funeral, friends and family took turns to eulogize the deceased.
در مراسم خاکسپاری، دوستان و خانواده نوبت به نوبت برای گرامی داشت درگذشته صحبت کردند.
many people eulogize the contributions of the scientist to modern medicine.
بسیاری از مردم دستاوردهای دانشمند را در زمینه پزشکی مدرن گرامی داشتند.
the article aims to eulogize the achievements of the artist.
این مقاله به منظور گرامی داشت دستاوردهای هنرمند است.
during the ceremony, they eulogized the hero's bravery.
در طول مراسم، آنها شجاعت قهرمان را گرامی داشتند.
he was invited to eulogize his mentor at the memorial service.
او برای گرامی داشت مرشدش در مراسم یادبود دعوت شده بود.
the book eulogizes the beauty of nature in its prose.
این کتاب زیبایی طبیعت را در نثر خود گرامی داشت.
people often eulogize the past while ignoring present issues.
مردم اغلب گذشته را گرامی داشتند در حالی که مسائل امروز را نادیده می گرفتند.
the speech was designed to eulogize the values of the organization.
این سخنرانی برای گرامی داشت ارزشهای سازمان طراحی شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید