evacuate

[ایالات متحده]/ɪˈvækjueɪt/
[بریتانیا]/ɪˈvækjueɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دفع کردن؛ عقب نشینی کردن، پس کشیدن

vi. عقب نشینی کردن؛ تخلیه کردن؛ دفع کردن

جملات نمونه

evacuate water from a well

خارج کردن آب از یک چاه

Tell them you intend to evacuate the children.

به آنها بگویید که قصد دارید کودکان را تخلیه کنید.

They soon evacuated to the country.

آنها به زودی به روستا تخلیه شدند.

I was evacuated to Swindon.

من به سویندون تخلیه شدم.

Fear evacuated their mind of reason.

ترس عقل را از ذهن آنها تخلیه کرد.

fire alarms forced staff to evacuate the building.

آژیرهای آتش‌سوزی باعث شدند کارکنان ساختمان را تخلیه کنند.

when it springs a leak, evacuate the pond.

وقتی نشتی می‌دهد، برکه را تخلیه کنید.

he evacuated time and history of significance.

او زمان و تاریخ اهمیت را تخلیه کرد.

children were evacuated as a precautionary measure.

کودکان به عنوان یک اقدام احتیاطی تخلیه شدند.

Fear evacuated their minds of reasons.

ترس دلایل را از ذهن آنها تخلیه کرد.

They agreed on how to evacuate the civilians from the island.

آنها در مورد نحوه تخلیه غیرنظامیان از جزیره به توافق رسیدند.

several families were evacuated from their homes.

چند خانواده از خانه‌هایشان تخلیه شدند.

residents within line of fire were evacuated from their homes.

ساکنان در خط آتش از خانه‌هایشان تخلیه شدند.

People were evacuated from the coastal regions in advance of the hurricane.

افراد از مناطق ساحلی قبل از وقوع طوفان تخلیه شدند.

The village was evacuated because of the danger of a flood.

به دلیل خطر سیل، روستا تخلیه شد.

They all evacuated when the enemy approached the city.

وقتی دشمن به شهر نزدیک شد، همه تخلیه شدند.

The fireman evacuated the guests from the burning hotel.

آتش‌نشان مهمانان را از هتل در حال سوختن تخلیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید