evoking memories
ایجاد خاطرات
evoking emotions
ایجاد احساسات
evoking nostalgia
ایجاد دلتنگی
evoking images
ایجاد تصاویر
evoking feelings
ایجاد احساس
evoking thoughts
ایجاد افکار
evoking curiosity
ایجاد کنجکاوی
evoking inspiration
ایجاد الهام
evoking laughter
ایجاد خنده
evoking joy
ایجاد شادی
the painting is evoking memories of my childhood.
نقاشی خاطرات دوران کودکی من را زنده میکند.
her words were evoking strong emotions in the audience.
کلمات او احساسات قوی را در بینندگان برمیانگیخت.
the music was evoking a sense of nostalgia.
موسیقی حس نوستالژی را برمیانگیخت.
his story is evoking laughter and joy.
داستان او خنده و شادی را برمیانگیخت.
the film is evoking the struggles of the past.
فیلم مبارزات گذشته را زنده میکند.
the scent is evoking memories of summer.
بوی آن خاطرات تابستان را زنده میکند.
her smile is evoking a sense of comfort.
لبخند او حس آرامش را برمیانگیخت.
the novel is evoking a deep sense of loss.
رمان حس عمیقی از دست دادن را برمیانگیخت.
the artwork is evoking thoughts about nature.
هنر دربارهی طبیعت تفکر را برمیانگیخت.
the speech is evoking a call to action.
سخنرانی فراخوانی برای اقدام را برمیانگیخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید