summoning

[ایالات متحده]/ˈsʌmənɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsʌmənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل فراخواندن کسی برای حضور، به ویژه در زمینه قانونی؛ فراخواندن یک روح یا خدا؛ جمع‌آوری شجاعت یا قدرت

عبارات و ترکیب‌ها

summoning spirits

احضار ارواح

summoning magic

احضار جادو

summoning ritual

احضار مراسم

summoning circle

احضار دایره

summoning power

احضار قدرت

summoning creatures

احضار موجودات

summoning energy

احضار انرژی

summoning aid

احضار کمک

summoning forces

احضار نیروها

summoning allies

احضار متحدان

جملات نمونه

summoning the spirits took great concentration.

احضار ارواح نیاز به تمرکز زیادی داشت.

he was summoning his courage to speak in public.

او داشت شجاعت خود را برای صحبت کردن در جمع جمع آوری می‌کرد.

the magician was summoning a mystical creature.

جادوگر داشت یک موجود عرفانی احضار می‌کرد.

she felt a strange energy while summoning the ancient forces.

او در حالی که نیروهای باستانی را احضار می‌کرد، یک انرژی عجیب احساس کرد.

summoning the team for a meeting was necessary.

احضار تیم برای یک جلسه ضروری بود.

they were summoning help from their allies.

آنها داشتند کمک از متحدان خود درخواست می‌کردند.

summoning memories of the past can be therapeutic.

احضار خاطرات گذشته می‌تواند درمانی باشد.

he was summoning all his strength to finish the race.

او داشت تمام قدرتش را برای اتمام مسابقه جمع می‌کرد.

summoning the willpower to change is a challenge.

احضار اراده برای تغییر یک چالش است.

the ritual involved summoning the elements of nature.

آیین شامل احضار عناصر طبیعت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید