inducing factors
عوامل القا کننده
inducing symptoms
علائم القا شده
inducing agents
عوامل القا
inducing anxiety
القای اضطراب
inducing stress
القای استرس
inducing sleep
القای خواب
inducing pain
القای درد
inducing changes
تغییرات القا شده
inducing behavior
القای رفتار
inducing reactions
القای واکنش ها
inducing a state of relaxation can help reduce stress.
ایجاد حالت آرامش میتواند به کاهش استرس کمک کند.
the medication is inducing drowsiness in patients.
دارو باعث خواب آلودگی در بیماران میشود.
inducing curiosity in children can enhance their learning.
ایجاد کنجکاوی در کودکان میتواند یادگیری آنها را تقویت کند.
they are inducing a sense of urgency to complete the project.
آنها در حال ایجاد حس فوریت برای تکمیل پروژه هستند.
inducing laughter can improve overall mood.
ایجاد خنده میتواند حال و هوای کلی را بهبود بخشد.
she is inducing positive changes in her community.
او تغییرات مثبت را در جامعه خود ایجاد میکند.
inducing fear can be a powerful motivator.
ایجاد ترس میتواند یک محرک قدرتمند باشد.
the therapy aims at inducing emotional healing.
درمان با هدف ایجاد التیام عاطفی است.
inducing creativity can lead to innovative solutions.
ایجاد خلاقیت میتواند منجر به راه حلهای نوآورانه شود.
they are inducing a change in public perception.
آنها در حال ایجاد تغییر در درک عمومی هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید