exchanged ideas
تبادل ایده
exchanged gifts
تبادل کادو
exchanged vows
تعویض سوگند
exchanged views
تبادل نظر
exchanged messages
تبادل پیام
exchanged roles
تبادل نقش
exchanged pleasantries
تبادل احوال
exchanged contacts
تبادل اطلاعات تماس
exchanged currency
تبادل ارز
exchanged information
تبادل اطلاعات
they exchanged gifts during the holiday.
آنها هدایا را در طول تعطیلات با یکدیگر رد و بدل کردند.
we exchanged ideas at the conference.
ما ایده ها را در کنفرانس با یکدیگر رد و بدل کردیم.
she exchanged her old phone for a new one.
او گوشی قدیمی خود را با یک گوشی جدید عوض کرد.
he exchanged pleasantries with his neighbors.
او با همسایه هایش احوالپرسی کرد.
the students exchanged contact information.
دانشجویان اطلاعات تماس خود را با یکدیگر رد و بدل کردند.
they exchanged vows at their wedding.
آنها در عروسی خود پیمان بستند.
we exchanged our thoughts on the project.
ما نظرات خود را در مورد پروژه با یکدیگر رد و بدل کردیم.
he exchanged his time for valuable experience.
او وقت خود را در ازای تجربه ارزشمند با دیگران رد و بدل کرد.
the countries exchanged trade agreements.
کشورها توافقات تجاری خود را با یکدیگر رد و بدل کردند.
they exchanged their stories around the campfire.
آنها داستان های خود را در کنار آتش با یکدیگر رد و بدل کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید