gifted

[ایالات متحده]/ˈɡɪftɪd/
[بریتانیا]/ˈɡɪftɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بااستعداد; دارای توانایی طبیعی

v. ارائه دادن; عطا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

gifted musician

موسیقی‌دان با استعداد

gifted artist

هنرمند با استعداد

gifted with

با استعداد داشتن

gifted child

کودک با استعداد

gifted student

دانش‌آموز با استعداد

جملات نمونه

be gifted with talents

با استعداد بودن

a gifted child; a gifted pianist.

کودک بااستعداد؛ پیانیست بااستعداد.

a gifted rendition of the aria.

اجرای بااستعداد از آریای اپرا.

man is gifted with a moral sense.

مرد با حس اخلاقی بااستعداد است.

a gifted amateur musician.

یک نوازنده آماتور بااستعداد.

a gifted striker of the ball.

یک زننده توپ بااستعداد.

a pianist gifted with technical wizardry.

پیانیستی که با مهارت‌های فنی بااستعداد است.

a naturally gifted sportswoman

یک ورزشکار زن با استعداد ذاتی.

a school for gifted children

مدارس برای کودکان با استعداد.

she was gifted with an incredible vocal range.

او با یک محدوده صوتی فوق العاده با استعداد بود.

he was a gifted user of other people.

او یک کاربر با استعداد از دیگران بود.

a musician who is a gifted amateur, not a professional;

یک نوازنده که یک آماتور با استعداد است، نه یک حرفه‌ای.

the queen gifted him with a heart-shaped brooch.

ملکه او را با یک سنجاق قلب شکل ارمانی کرد.

The gifted author wrote one smash after another.

نویسنده با استعداد یکی پس از دیگری یک موفقیت بزرگ نوشت.

She was a distinguished oceanographer, and a gifted painter into the bargain.

او یک اقیانوس شناس برجسته بود و به طور تصادفی یک نقاش با استعداد.

the company gifted 2,999 shares to a charity.

شرکت 2999 سهم را به یک خیریه اهدایی کرد.

He was gifted, on occasion, with a gentle raillery, which almost always concealed a serious meaning.

او گاهی اوقات با یک تمسخر ملایم اهدایی می شد که تقریباً همیشه یک معنای جدی را پنهان می کرد.

With his more flashily gifted Yale chum, Brit Hadden, he founded Time magazine.

با دوست یاله‌ی او، بریت هیدن که با استعداد بیشتری موهبت داده شده بود، مجله‌ی تایم را تاسیس کرد.

Once upon a dream , gifted with grace and beauty , the lovely Princess Aurora provokes the jealousy of the wicked fairy Maleficent .

روزی یک روز، با لطف و زیبایی، شاهدخت اورورا زیبا، حسادت پری شرور ماری‌لین را برمی‌انگیزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید