swapped

[ایالات متحده]/swɒpt/
[بریتانیا]/swɑːpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و participle گذشته swap؛ جایگزینی با چیزی دیگر؛ تعویض یا سوئیچ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

swapped places

جایگزین کردن

swapped roles

تغییر نقش

swapped items

جایگزین کردن اقلام

swapped cards

جایگزین کردن کارت‌ها

swapped teams

تغییر تیم‌ها

swapped seats

جایگزین کردن صندلی‌ها

swapped gifts

جایگزین کردن هدایا

swapped stories

جایگزین کردن داستان‌ها

swapped ideas

جایگزین کردن ایده‌ها

swapped numbers

جایگزین کردن اعداد

جملات نمونه

the players swapped jerseys after the game.

بازیکنان پس از مسابقه پیراهن‌ها را تعویض کردند.

we swapped seats to get a better view of the stage.

ما صندلی‌ها را عوض کردیم تا نمای بهتری از صحنه داشته باشیم.

they swapped stories about their travels.

آنها داستان‌هایی در مورد سفرشان با هم عوض کردند.

she swapped her old phone for a new one.

او تلفن قدیمی خود را با یک تلفن جدید عوض کرد.

the two friends swapped their favorite books.

دوستان، کتاب‌های مورد علاقه خود را با هم عوض کردند.

we swapped recipes to try new dishes.

ما دستور العمل‌ها را با هم عوض کردیم تا غذاهای جدیدی را امتحان کنیم.

he swapped his bike for a skateboard.

او دوچرخه خود را با یک اسکیت برد عوض کرد.

during the party, they swapped gifts.

در طول مهمانی، آنها هدایا را با هم عوض کردند.

the students swapped notes during the lecture.

دانشجویان در طول سخنرانی یادداشت‌ها را با هم عوض کردند.

we swapped places to see the view from the other side.

ما مکان‌ها را عوض کردیم تا منظره را از طرف دیگر ببینیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید