Objective To solve trismus from fibrodysplasia ossificans progressiva(FOP)in a rare case of a 17 year-old boy without esthetic side-effects.
هدف از حل مشکل تقارن فک در اثر فیبرودیسپلازیای پیشرونده استخوانساز (FOP) در یک مورد نادر از یک پسر 17 ساله بدون عوارض جانبی زیباییشناختی.
He was known as a dandy and fop in high society.
او به عنوان یک فرد خوشتیپ و فتیلهباز در جامعه بالا شناخته میشد.
The fop spent hours grooming himself in front of the mirror.
فتیلهباز ساعتها وقت خود را صرف مرتب کردن خود در مقابل آینه میکرد.
She was tired of dating shallow fops.
او از قرار گذاشتن با فتیلهبازان سطحی خسته شده بود.
The fop's extravagant clothing caught everyone's attention.
لباسهای مجلل فتیلهباز توجه همه را به خود جلب کرد.
He was dismissed as a fop by his colleagues for his vanity.
همکاران او او را به دلیل خودخواهی به عنوان یک فتیلهباز کنار گذاشتند.
The fop's pretentious behavior annoyed everyone at the party.
رفتار خودنمایانه فتیلهباز همه را در مهمانی آزار میداد.
She refused to be seen with the fop at social events.
او از همراه دیده شدن با فتیلهباز در رویدادهای اجتماعی امتناع کرد.
The fop's mannerisms were considered outdated by modern standards.
رفتار و منش فتیلهباز با توجه به استانداردهای مدرن قدیمی تلقی میشد.
Despite his foppish appearance, he was actually quite intelligent.
با وجود ظاهر فتیلهبازانهاش، او در واقع بسیار باهوش بود.
The fop's obsession with his looks led to his downfall.
وسواس فتیلهباز در مورد ظاهرش منجر به سقوط او شد.
She had that gorgeous young fop murder her husband.
او آن جوان فریبکار زیبا را که شوهرش را به قتل رساند.
منبع: Interview with the Vampire: The Selected Edition" What's he doing here? " said Ove, pointing at the fop.
" او اینجا چه میکند؟ " گفت اووه، اشاره به آن جوان فریبکار.
منبع: A man named Ove decides to die." I thought you needed a plan? " said Patrick, nodding at the fop and looking very pleased with himself.
" فکر کردم به یک برنامه نیاز دارید؟ " گفت پاتریک، سر تکان داده به آن جوان فریبکار و بسیار خرسند از خودش.
منبع: A man named Ove decides to die.Listen, you fop. You can give it to her yourself.
بشنو، تو جوان فریبکار. خودت می توانی به او بدهی.
منبع: Legends of Tomorrow Season 2The fop had cold feet about this.
آن جوان فریبکار در مورد این موضوع ترسیده بود.
منبع: Pan PanThe fop's job was foraging the steeds.
وظیفه آن جوان فریبکار تهیه اسب ها بود.
منبع: Pan PanSpring turns to summer and by the time autumn sets in, the annoying journalist, Lena, moves in with that Audi-driving fop Anders.
بهار به تابستان تبدیل می شود و تا زمانی که پاییز فرا می رسد، آن روزنامه نگار آزاردهنده، لینا، با آن جوان فریبکار، آندرس که با خودروی آئودی رانندگی می کند، هم خانه می شود.
منبع: A man named Ove decides to die.He was seized by a frantic desire to spring at the throat of this gray-whiskered fop and tear it with his teeth.
او با هوس دیوانه وار به سمت گلو این جوان فریبکار با سبیل خاکستری هجوم برد و با دندان هایش آن را پاره کرد.
منبع: The Gadfly (Original Version)But through the blood and the dirt and the rags a new Baynes shone forth-a handsomer Baynes than the dandy and the fop of yore.
اما در میان خون و خاک و لباس های مندرس، یک بیینس جدید ظاهر شد - یک بیینس جذاب تر از جوان خوش پوش و جوان فریبکار دیروز.
منبع: Son of Mount Tai (Part 2)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید