coxcomb

[ایالات متحده]/ˈkɒks.kəʊm/
[بریتانیا]/ˈkɑks.koʊm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردی که به شدت نگران ظاهر خود است؛ یک داندی؛ نوعی گل که به عنوان کلاهدار نیز شناخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

coxcomb behavior

رفتار خودشیفته

coxcomb attitude

نگاه خودشیفته

coxcomb remarks

اظهارات خودشیفته

coxcomb style

سبک خودشیفته

coxcomb nature

طبع خودشیفته

coxcomb personality

شخصیت خودشیفته

coxcomb image

تصویر خودشیفته

coxcomb charm

جاذبه خودشیفته

coxcomb fool

ابله خودشیفته

coxcomb pride

غرور خودشیفته

جملات نمونه

he acted like a coxcomb at the party.

او مثل یک خودشیفته در مهمانی رفتار می‌کرد.

the coxcomb was always showing off his new clothes.

خودشیفته همیشه لباس‌های جدیدش را به رخ می‌کشید.

don't be such a coxcomb; it's not attractive.

اینقدر خودشیفته نباشید؛ جذاب نیست.

she found his coxcomb behavior quite amusing.

او رفتار خودشیفته‌اش را بسیار خنده‌دار یافت.

the coxcomb was the center of attention at the event.

خودشیفته در این رویداد مرکز توجه بود.

he called himself a dandy, but others saw him as a coxcomb.

او خود را فردی شیک پوش می‌دانست، اما دیگران او را به عنوان یک خودشیفته می‌دیدند.

his coxcomb attitude made it hard to take him seriously.

حرف‌های خودشیفته‌اش باعث می‌شد او را جدی نگرفتند.

she was tired of his coxcomb remarks about his looks.

او از حرف‌های خودشیفته‌اش در مورد ظاهرش خسته شده بود.

the coxcomb's antics were entertaining but shallow.

رفتارهای خودشیفته سرگرم‌کننده بودند اما سطحی.

everyone knew he was a coxcomb, but they still invited him.

همه می‌دانستند که او یک خودشیفته است، اما باز هم او را دعوت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید