coxcomb behavior
رفتار خودشیفته
coxcomb attitude
نگاه خودشیفته
coxcomb remarks
اظهارات خودشیفته
coxcomb style
سبک خودشیفته
coxcomb nature
طبع خودشیفته
coxcomb personality
شخصیت خودشیفته
coxcomb image
تصویر خودشیفته
coxcomb charm
جاذبه خودشیفته
coxcomb fool
ابله خودشیفته
coxcomb pride
غرور خودشیفته
he acted like a coxcomb at the party.
او مثل یک خودشیفته در مهمانی رفتار میکرد.
the coxcomb was always showing off his new clothes.
خودشیفته همیشه لباسهای جدیدش را به رخ میکشید.
don't be such a coxcomb; it's not attractive.
اینقدر خودشیفته نباشید؛ جذاب نیست.
she found his coxcomb behavior quite amusing.
او رفتار خودشیفتهاش را بسیار خندهدار یافت.
the coxcomb was the center of attention at the event.
خودشیفته در این رویداد مرکز توجه بود.
he called himself a dandy, but others saw him as a coxcomb.
او خود را فردی شیک پوش میدانست، اما دیگران او را به عنوان یک خودشیفته میدیدند.
his coxcomb attitude made it hard to take him seriously.
حرفهای خودشیفتهاش باعث میشد او را جدی نگرفتند.
she was tired of his coxcomb remarks about his looks.
او از حرفهای خودشیفتهاش در مورد ظاهرش خسته شده بود.
the coxcomb's antics were entertaining but shallow.
رفتارهای خودشیفته سرگرمکننده بودند اما سطحی.
everyone knew he was a coxcomb, but they still invited him.
همه میدانستند که او یک خودشیفته است، اما باز هم او را دعوت کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید