slobbery dog
سگ لجن آلود
slobbery kiss
بوسه لجن آلود
slobbery mess
آشفته و لجن آلود
slobbery snack
میان وعده لجن آلود
slobbery face
صورت لجن آلود
slobbery baby
نوزاد لجن آلود
slobbery toy
اسباب بازی لجن آلود
slobbery fingers
انگشتان لجن آلود
slobbery kisses
بوسههای لجن آلود
slobbery lips
لبهای لجن آلود
the dog was so slobbery after playing in the park.
سگ بعد از بازی در پارک خیلی خیس و لزج بود.
he wiped the slobbery toy on his pants.
او اسباببازی خیس و لزج را روی شلوارهای خود پاک کرد.
the slobbery kisses from my puppy always make me smile.
بوسههای خیس و لزج از توله سگ من همیشه باعث لبخند من میشوند.
she couldn't help but laugh at the slobbery mess.
او نتوانست جلوی خنده خود را در برابر آشفتگی خیس و لزج بگیرد.
the slobbery ice cream melted all over the table.
خیس و لزج بودن بستنی باعث شد که روی میز آب شود.
he found a slobbery ball under the couch.
او یک توپ خیس و لزج زیر مبل پیدا کرد.
the slobbery sandwich was too messy to eat.
ساندویچ خیس و لزج خیلی نامرتب بود که بخوریم.
the slobbery child giggled while eating his ice cream.
کودک خیس و لزج در حالی که بستنی میخورد خندید.
after the slobbery game, the kids needed a bath.
بعد از بازی خیس و لزج، بچهها به حمام نیاز داشتند.
she loved the slobbery affection of her pet.
او علاقه خیس و لزج حیوان خانگی خود را دوست داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید