slobbery

[ایالات متحده]/ˈslɒb.ər.i/
[بریتانیا]/ˈslɑː.bɚ.i/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خیس یا چکنده با بزاق؛ مرطوب یا نمناک؛ کثیف یا نامرتب؛ گلی؛ به طور مفرط احساسی؛ عاطفی؛ تنبل یا کند

عبارات و ترکیب‌ها

slobbery dog

سگ لجن آلود

slobbery kiss

بوسه لجن آلود

slobbery mess

آشفته و لجن آلود

slobbery snack

میان وعده لجن آلود

slobbery face

صورت لجن آلود

slobbery baby

نوزاد لجن آلود

slobbery toy

اسباب بازی لجن آلود

slobbery fingers

انگشتان لجن آلود

slobbery kisses

بوسه‌های لجن آلود

slobbery lips

لب‌های لجن آلود

جملات نمونه

the dog was so slobbery after playing in the park.

سگ بعد از بازی در پارک خیلی خیس و لزج بود.

he wiped the slobbery toy on his pants.

او اسباب‌بازی خیس و لزج را روی شلوارهای خود پاک کرد.

the slobbery kisses from my puppy always make me smile.

بوسه‌های خیس و لزج از توله سگ من همیشه باعث لبخند من می‌شوند.

she couldn't help but laugh at the slobbery mess.

او نتوانست جلوی خنده خود را در برابر آشفتگی خیس و لزج بگیرد.

the slobbery ice cream melted all over the table.

خیس و لزج بودن بستنی باعث شد که روی میز آب شود.

he found a slobbery ball under the couch.

او یک توپ خیس و لزج زیر مبل پیدا کرد.

the slobbery sandwich was too messy to eat.

ساندویچ خیس و لزج خیلی نامرتب بود که بخوریم.

the slobbery child giggled while eating his ice cream.

کودک خیس و لزج در حالی که بستنی می‌خورد خندید.

after the slobbery game, the kids needed a bath.

بعد از بازی خیس و لزج، بچه‌ها به حمام نیاز داشتند.

she loved the slobbery affection of her pet.

او علاقه خیس و لزج حیوان خانگی خود را دوست داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید