slattern

[ایالات متحده]/ˈslætən/
[بریتانیا]/ˈslætərn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنی بی‌بند و بار؛ یک فاحشه
adj. نامرتب
vt. هدر دادن یا ضایع کردن

جملات نمونه

slattern: adj.

عامل بی‌پروا: صفت

slattern away one's time in nothing

وقت خود را در هیچ کاری تلف کردن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید