devised plan
برنامه طراحی شده
devised strategy
استراتژی طراحی شده
devised method
روش طراحی شده
devised solution
راه حل طراحی شده
devised system
سیستم طراحی شده
devised framework
چارچوب طراحی شده
devised approach
رویکرد طراحی شده
devised program
برنامه طراحی شده
devised model
مدل طراحی شده
devised guidelines
دستورالعملهای طراحی شده
the engineers devised a new solution for the problem.
مهندسان یک راه حل جدید برای مشکل طراحی کردند.
she devised a plan to improve her study habits.
او برای بهبود عادات مطالعه خود یک برنامه طراحی کرد.
the team devised a strategy to increase sales.
تیم یک استراتژی برای افزایش فروش طراحی کرد.
they devised a method to streamline the process.
آنها یک روش برای ساده سازی فرآیند طراحی کردند.
the artist devised a unique way to express her ideas.
هنرمند یک راه منحصر به فرد برای بیان ایده های خود طراحی کرد.
he devised a budget that would help save money.
او یک بودجه طراحی کرد که به صرفه جویی در هزینه ها کمک می کرد.
the researchers devised an experiment to test their hypothesis.
محققان یک آزمایش برای آزمایش فرضیه خود طراحی کردند.
they devised a training program for new employees.
آنها یک برنامه آموزشی برای کارمندان جدید طراحی کردند.
the committee devised a set of guidelines for the project.
کمیته مجموعه ای از دستورالعمل ها را برای پروژه طراحی کرد.
she devised a way to optimize her time management.
او راهی برای بهینه سازی مدیریت زمان خود طراحی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید