constructed

[ایالات متحده]/kənˈstrʌktɪd/
[بریتانیا]/kənˈstrʌktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته construct; شکل دادن یا تشکیل دادن; جمع آوری بر اساس قوانین ریاضی

عبارات و ترکیب‌ها

well constructed

به خوبی ساخته شده

badly constructed

به درستی ساخته نشده

newly constructed

به تازگی ساخته شده

carefully constructed

با دقت ساخته شده

properly constructed

به طور مناسب ساخته شده

poorly constructed

به خوبی ساخته نشده

quickly constructed

به سرعت ساخته شده

strongly constructed

به طور قوی ساخته شده

easily constructed

به راحتی ساخته شده

efficiently constructed

به طور کارآمد ساخته شده

جملات نمونه

the bridge was constructed in record time.

پل در زمان کوتاهی ساخته شد.

the building was constructed to withstand earthquakes.

ساختمان به گونه‌ای ساخته شد که در برابر زلزله مقاومت کند.

they constructed a new playground for the children.

آنها یک زمین بازی جدید برای کودکان ساختند.

the team constructed a model to demonstrate their idea.

تیم یک مدل برای نشان دادن ایده خود ساخت.

the road was constructed with high-quality materials.

جاده با استفاده از مواد با کیفیت بالا ساخته شد.

she constructed a detailed plan for the project.

او یک طرح دقیق برای پروژه تهیه کرد.

the artist constructed a sculpture from recycled materials.

هنرمند یک مجسمه از مواد بازیافتی ساخت.

they constructed a dam to control the water flow.

آنها یک سد برای کنترل جریان آب ساختند.

the report was constructed based on extensive research.

گزارش بر اساس تحقیقات گسترده تهیه شد.

the house was constructed using sustainable practices.

خانه با استفاده از روش‌های پایدار ساخته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید