progressive

[ایالات متحده]/prəˈɡresɪv/
[بریتانیا]/prəˈɡresɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور مداوم به جلو حرکت کردن، نشان دهنده پیشرفت، پیشرفته، به تدریج در حال افزایش در پیشرفت.

عبارات و ترکیب‌ها

progressive mindset

نگرش مترقی

progressive policies

سیاست‌های مترقی

progressive die

die پیشرو

progressive party

حزب مترقی

democratic progressive party

حزب ترقی‌خواه دموکراتیک

progressive development

توسعه مترقی

progressive cavity pump

پمپ حفره متوالی

progressive forces

نیروهای مترقی

progressive tax

مالیات مترقی

progressive movement

جنبش مترقی

progressive scan

اسکن مترقی

progressive rate

نرخ مترقی

جملات نمونه

It's a progressive idea.

ایده ای مترقی است.

a progressive decline in popularity.

کاهش تدریجی محبوبیت

a progressive income tax.

مالیات تصاعدی

the National Progressive Patriotic Front.

جبهه میهنی ترقیخواهانه

steeply progressive income taxes.

مالیات‌های درآمدی به شدت تصاعدی.

the Progressive platform of 1924.

پلتفرم پیشروان سال ۱۹۲۴.

This is a progressive course in English study.

این یک دوره مترقی در مطالعه زبان انگلیسی است.

a progressive politician; progressive business leadership.

یک سیاستمدار مترقی؛ رهبری کسب و کار مترقی.

a perfect example of that kind of progressive Frenchy art.

یک نمونه عالی از آن نوع هنر نوآورانه فرانسوی.

I really go for progressive jazz.

من واقعاً طرفدار جاز مترقی هستم.

underwent progressive stages of dementia.

مراحل پیشرونده زوال عقل را پشت سر گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید