hole

[ایالات متحده]/həʊl/
[بریتانیا]/hol/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک باز یا مکان توخالی در چیزی؛ یک حفره یا تونل
vi. برای ایجاد یک سوراخ یا باز در چیزی
vt. برای ایجاد یک سوراخ در چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

black hole

سیاهچاله

mouse hole

سوراخ موش

rabbit hole

سوراخ خرگوش

hole in

سوراخ در

in the hole

در سوراخ

make hole

ساختن سوراخ

bottom hole

سوراخ کف

in a hole

در یک سوراخ

small hole

سوراخ کوچک

hole drilling

حفاری سوراخ

drill hole

سوراخ کردن

drilling hole

سوراخ حفاری

big hole

سوراخ بزرگ

in holes

در سوراخ‌ها

open hole

سوراخ باز

hole diameter

قطر سوراخ

slim hole

سوراخ باریک

bore hole

سوراخ کردن

through hole

سوراخ عبوری

long hole

سوراخ بلند

جملات نمونه

a hole in the clouds.

سوراخی در ابرها

There is a hole in the wall.

سوراخی در دیوار وجود دارد.

fill the hole with earth

سوراخ را با خاک پر کنید

fill the hole with plaster

سوراخ را با گچ پر کنید

burn a hole in the rug.

یک سوراخ در فرش بسوزان.

to drill a hole in the wall

سوراخ کردن دیوار

chop a hole in the ice.

کندن سوراخ در یخ.

workmen cut a hole in the pipe.

کامرواها سوراخی در لوله ایجاد کردند.

tore a hole in my stocking.

سوراخی در جورابم ایجاد کردم.

There's a hole in the heel of my stocking.

سوراخی در پاشنه جورابم وجود دارد.

There is a hole in the toe of my sock.

سوراخی در پنجه جوراب من وجود دارد.

They will hole a tunnel through the mountain.

آنها یک تونل از میان کوه ایجاد خواهند کرد.

The nail drove a hole in the tire.

میخ سوراخی در لاستیک ایجاد کرد.

the 72nd hole was do or die.

سوراخ 72ام یا مرگ بود.

There are holes in your argument.

در استدلال شما سوراخ‌هایی وجود دارد.

a hole in the bow of the ship made by a torpedo.

سوراخی در قسمت جلویی کشتی که توسط یک مین ایجاد شده است.

he had a hole in his sock.

او سوراخی در جورابش داشت.

نمونه‌های واقعی

The facial nerve exits the skull through a tiny hole called the stylomastoid foramen.

عصب صورت از جمجمه از طریق یک سوراخ کوچک به نام سوراخ استیلوماستوئید خارج می شود.

منبع: Osmosis - Nerve

Around the water hole. - The water hole?

اطراف گودال آب. - گودال آب؟

منبع: The Lion King

The wells of the Sahara are mere holes dug in the sand.

چاه های صحرا صرفاً سوراخ هایی هستند که در شن کنده شده اند.

منبع: The Little Prince

The woodworker chiseled a hole in the wall.

نجار سوراخی در دیوار ایجاد کرد.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

Hole in one, Mrs. Dunphy. Hole in one.

سوراخ در یک، خانم دانفی. سوراخ در یک.

منبع: Modern Family - Season 01

A mole has burrowed a hole in the sand.

یک موش صحرایی سوراخی در شن ایجاد کرده است.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

Both of them struck a dry hole.

هر دو به یک سوراخ خشک برخورد کردند.

منبع: The Economist (Summary)

Like cotton candy for your ear holes.

مثل پشمک برای سوراخ های گوشت.

منبع: The private playlist of a celebrity.

You got a hole in your pants.

شما سوراخی در شلوارتان دارید.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

There's a big hole in the wall.

یک سوراخ بزرگ در دیوار وجود دارد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید